چگونه از بازی خودتخریبی خارج شویم ؟ قسمت دوم

ما موجودات تأثیرگذار وتأثیر پذیری هستیم و بعلت اینکه تجربه زندگی بنابر حافظه وخاطرات وشنیده ها رو داریم، همیشه یک سطح از هیجانات آماده برای واکنش و به اثبات رساندن فرضیه ها وتئوری ها را ناخودآگاه در خود انباشته کرده ایم، پس بنابراین کوک وآماده وبرنامه گرفته شده نشسته ایم، حال کافی هستش که موضوعی بیرونی را نسبت به خودمان از شخصی بشنویم، ویا اینکه خود به تنهایی به آن فکر بکنیم، در هردو حالت ما آماده حس گیری وسوگیری هستیم، آری ما در سطح خلاء قدرت ذهنی محکوم به واکنش هیجانی هستیم و در ارتباطات روزانه با مسائل فردی، خانوادگی، اجتماعی، کاری، مشغول برنامه وباور سازی هستیم

پس مهم می باشد که در این راستا حضوری آگاهانه داشته باشیم تا ذهنمان دستخوش رویدادها واتفاقات و واکنشهای حسی منفی وهیجان زدگی خالی نشویم و بتوانیم نسبت به عوامل بیرونی که شامل رفتارها، کنش ها، وزندگی مردم و حتی مسائل اجتماعی در سطوح تفکری خاصی قرار بگیریم، تا برنامه ریزی ذهنی ما بر اساس داده های دیگران و اطلاعات بیرون محیطی در وجود ما شکل نگیرد
برای حصول به این نتیجه قبل از هر چیزی لازم است که ذهن و باورهای ما در مورد یکسری مسائل قبل اتفاق افتادن به نتیجه رسیده باشد واین مهمترین اصل آمادگی در لحظات میباشد و به احتمال زیاد سوال پیش می آید، که ما بارها خود را برای اجرای رفتار خاصی آماده کرده ایم ولی در هنگام قرار گرفتن در آن موقعیت به شکل دیگری عمل کرده ایم! پس این آمادگی برای آگاهانه رفتار کردن چرا جوابگو یا اجرایی نبوده است!

در جواب باید بگوییم خیر، آمادگی بمعنای به نتیجه رسیدن قوه باور و پذیرش نتیجه حاصل از آن رفتار بهر شکلی میباشد، نه آمادگی وبه شکل خاصی عمل کردن برای نتیجه دلخواه!
 یعنی مرکز خردورزی و فهم کنونی من این وضعیت رفتاری را با هر پیامد و عکس العملی بپذیرد، زیرا قبل تر به این نتیجه رسیده باشد که بهترین نوع رهایی از تله خودپرستی و خودمحوری و خودفریبی، رفتاری بر پایه اصولی مبنا دار میباشد

زیرا در مبنای رفتار مثبت، طرز حس و فکر مثبتی شکل میگیرد که میتواند هم در ناخودآگاه خودم تأثیرگزار باشد و هم پیامدی اخلاقی و متأثر کننده برای اشخاص دیگر داشته باشد
 در مراودات روزانه همانطور که در قسمت اول مقاله خودتخریبی مثالهای فراوانی زدیم، ذهن والگوهای رفتاری ما تمرین خواهند کرد، که رفتاری کنترل گرایانه، محتاطانه، حق بجانب، وتحلیل منفی و قضاوت و ترس و خشم نسبت به پیرامون بروز بدهد، و از طریق بررسی کردن افعال واعمال دیگران موضع خاصی بخود بگیرد و در اثر تکرار این موضعها، ضمیرناخودآگاه بر اساس این مجموعه برنامه ریزی میشود و خلقیات و روحیه و جهان بینی و آرامش و تمام ارکان بهبود زیستن ما را در پی خواهد گرفت، پس اغراق نیست اگر بگوییم بخش عظیمی از باورها و دستوراتی که به ضمیر ناخودآگاه ما داده شده است، از طریق تمرین این رفتارهای ناهوشیارانه در طی روزها بوده است، که احوالات زندگی فعلی ما ریشه در این خودتخریبی های روزانه دارد

 

 اولویت اول

الگوهای منفی را بشناس!

1_چرا جستجو وکنکاش زندگی دیگران بخشی از برنامه ی لذت وهیجان روزانه ما شده است؟

2_چرا اخبار واحوالی که از دیگران بما میرسد، مانند طلاق فامیلی، اشتباهی، هیجان ناشی از تعریف کردن آن ماجرا و شرح وتفسیرش سرگرم کننده و لذتی پنهان دارد؟

3_چرا یک بخش از وجود ما از اشتباهات دیگران ویا عدم موفقیتشان خوشحال میشود؟

4_چرا ما جزئیاتی از زندگی دیگران میدانیم، که خودشان نمیدانند!؟

5_چرا در تعریف وتحلیل مشکلات ومسائل دیگران، ما راهکار و نصیحت اصلی را سراغ داریم و میتوانیم اشتباهات، کوتاهی ها، خطاها وتمام موارد را در گفتگویی با یک دوست یادآور بشویم و به تمام نکات آن اشخاص بپردازیم؟ و بجای سوال در مورد دیگران، میتوان سوالات زیادی مطرح ساخت، تا الگوهای اضافه ی شخصیتی خود را، وسایه های شخصیتی خود را که مدتها از خودمان نیز پنهان بوده است واز طریق فرافکنی، سعی در دیدن آنها در دیگران میکنیم را بشناسیم و خنثی سازیم و همچنان آنان نیز همان سایه ها را در ما میبینند و تمام جان کلام مقاله دوم این میباشد که هیچکدام واقعیت موجود را نمی بینند و این دیدنها از طریق نوع برنامه ذهنی ما و زندگی در خاطرات و حضور آنلاین نداشتن در زمان حال میباشد، نقطه ای که در آن اهرم و کلید واژه های ناتمام ذهن شروع به چیدن و ساختن و به نتیجه رسیدنهای تکراری خواهد کرد!

 اولویت دوم

باید از چرخه تکرار خارج شود

بعد از فهم موضوع تنها قدم مثبتی که میتواند این الگوها را متوقف نماید، خارج شدن از مسیر تکرار آنها میباشدو باور نداشتن به این فرآیند فکری که سعی خواهد کرد هر انسانی را بفهمد، و راز شاد زیستن در نفهمیدن میباشد!

نفهمیدن آن بخش از انسانها که تا زمان شکل گیری آن، دوره ها، روزها، ماهها، سالها، و انواع اتفاقات وتجربیات در آن سهیم بوده است و نمیتوان آن را در قالب اظهار نظر و جهان بینی خودمان تعبیر و تفسیر کرد و این حوزه نمیخواهم بفهمم، اصل اصول دانایی میباشد

در صورتی که موضع ذهنی من بر پایه نمیخواهم بفهمم شکل بگیرد، چرخه تکرار الگوهای اشتباه متوقف خواهند شد، جای که اجازه میدهم دیگران، دیگران باشند، و تصاویر دلخواه خود را از شخصیت ونوع عملکرد درست بر آنها بطور ذهنی کپی نکنم، زیرا هنگامی که نتوانستم شخصیت ایده آل ذهنی خود را به آنها بدهم، آزرده خاطر خواهم شد، چون همانطور که گفتیم این تلاشی برای خوب بودن آنها نیست، این یک فرآیند ذهنی در درون خودمان میباشد، که دوست داریم نوسانات و نقصانهای شخصیتی مارا آنها کامل کنند! و بهمین علت است که برخی از اوقات شکست آنها، حال خوب وهیجان بما میدهد!

زیرا با دیدن آنها، ناخودآگاه همدرد و شخصی در حد توان خودمان را خواهیم دید واین یک مکانیسم آرامبخش خواهد بود، که بما میگوید، نگران نباش آنها هم شکست خوردند! وحتی در صورت پیروزی آنها، ذهن روایت را تغییر داده و نتیجه و قضاوتی را مبنا قرار میدهد تا خود را تسلی دهد که مثال این نوع تسلی ها را در مقاله برنامه خودتخریبی قسمت اول مفصل نوشتیم

اولویت سوم

بخود باز گردیم

تمام معناها و شادابی ها و موفقیتها زمانی حاصل میشود که موضوع جهت پیمایش خودم باشم، وسعی در دید زدن دیگران که یک مکانیسم گول زننده برای غفلت از خود میباشد را متوقف سازم، میل واشتیاق به کشف دیگران، از ناکامی حاصل از ارتباط با خود نشأت میگیرد، همانجا که میخواهم با چهره دیگران خود را بپوشانم، یا استتار درونی بعلت ترس و نداشتن شناخت وآگاهی کافی از خود، و ترس از روبرو شدن با منی که سالها منبع اطلاعات محرمانه وجودیم بوده است باید به انگیزه هایمان، به باورهایمان، به شکستهایمان، به موفقیتهایمان بازگردیم


باید به احساساتهایمان باز گردیم
باید به وسوسه هایمان باز گردیم
باید خود را ببینیم، بدون تفسیر و قضاوت، از خود آگاه شویم
دلایل وتوجیهات رفتاری حتی درست را نیز کنار بگذاریم
وفقط خود را ببینیم، واین معرفت یا شناخت ویا مرور خودمانی را انجام دهیم تا الگوهای تکراری، چرخه های باطل، موقعیتهای سمی، اشتباهات یکدفعه ای ولحظه ای را مشاهده کنیم و از طریق خودآگاهی به ضمیر ناخودآگاه بفهمانیم، که فهمیدیم! متوجه شدیم! یافتیم! وکسب این معرفت وشناخت پایه ی محکم اولیه ی تغییرات فردی در سطح خلق وخو وشخصیت و هویت جدید و موفقیت و تغییرات اساسی را در ذهن و روان ما بنا میدهد

دوستان ومخاطبان گرامی در قسمت دوم مقاله خودتخریبی، شرح کاملی از چراها و چگونگی های این رفتارها و شناخت از خود و سه اولویت که باعث تغییر برنامه های منفی وتکراری در ذهن ما میشوند را بررسی کردیم، که در صورت اجرای سه اولویت مهم که برای شما عزیزان نوشتیم، و درک مطالب بالا در این مقاله، میتوانید تمام جهات ذهنی خود را شناخته واز طریق آمادگی و آگاهی به کسب شناخت از خود نائل شوید، و مراحل ساخت الگوهای مثبت ذهنی در ضمیرناخودآگاه خود با تغییر برنامه ی قبلی را شروع کرده و شاهد تغییرات وتحولات وموفقیتهای بزرگی در ارتباطات، آرامش، شادی، جهان بینی، وزندگی خود شوید و سایت راز آگاهی جهت آموزش تکنیکها واصولهای که با استفاده از آنها میتوانید خود را مجددا برنامه نویسی کنید و کدهای منفی وتکراری گذشته را بشناسید وخنثی کنید، آموزشهای در قالب پادکست در سایت و یا کانال تلگرامی برای شما عزیزان آماده کرده است،تا با عنایت خداوند مهربان همه بتوانند از آن استفاده ببرند.

اشتراک گذاری

9 پاسخ

  1. درود
    استاد جلالزاده عزیز واقعا این مقاله بی نظیره
    ممنون بابت اطلاعاتی که در اختیار مخاطب میذارین 🙏🙏

  2. سلام
    خداقوت واقعا به نکته های عالیی اشاره کردین استاد مرسی بابت اطلاعاتی که در اختیار ما میذارید 🙏🙏

    1. سلام خانم سلطانی بزرگوار ممنون از نقطه نظرها و دیدگاهتون

    1. خانم سلطانی عزیز در این بابت دوستان عزیز را به کانال تلگرامی برای دسترسی به پادکستها دعوت میکنیم، که به زودی لینک کانالها را داخل سایت میزاریم

  3. سلام استاد جلال زاده عزیز
    خدا قوت
    مقالتون مثل همیشه عالی و بسیار بسیار پرکاربرد
    جسارتا بنظرم در موردش تبلیغ کنید تا دیده بشه چون به ریشه ای ترین چالش افراد امروزی اشاره کردین،خیلی میتونه آگاهی عمیق ایجاد کنه،من که لذت برم،ممنون از بابت اشتراک گزاریتون🙏🌹👏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *