شخصیت یک سلسله خلقیات و نوعی خاصی از نیروی محرکه افعال و اعمال که در شخص نهادینه شده است و بصورت یک الگو، صفات منسوب بخود را دارد و از بینشهای خاص و رفتار قالب گرفته شده، در شرایطهای متفاوت بصورت تکرار استفاده می کند، شخصیت یا چگونگی سازه ساختاری رفتار فردی می گویند که برای شکل گیری این ماهیت خلقی عوامل زیادی دست اندر کار هستن و میتوانند نقش ساختاری در لایه های شخصیت سازی را داشته باشند مانند عوامل ژنتیکی ،وراثت، محیط جامعه، سبک زندگی، سطح زندگی، تجربه های گذشته، نقش انسانها، و…..

Table of Contents
Toggleآیا نوع شخصیت شکل گرفته در یک شخص ثابت و پایدار است؟
همانطور که از تعریف عوامل ساختاری رفتاری که موجب صفات و خلقیات و رفتار در شخص میشود و شکل گیری اعمال را بهمراه خواهد داشت، و در ضمن ایجاد و بروز حالات ذکر شده در شرایطهای متفاوت تشکیل یک هویت رفتاری پیش بینی شده را میدهد و سایرین از روی همین اصل به اظهار نظر در مورد همدیگر میپردازند، میتوان گفت خیر، بنا بر تجربه های متفاوت انسانی در گذر عمر و ایجاد تحول و تغییرات سبک زندگی، میشود ماهیت تحول و تغییرات سبک زندگی میشود ماهیت چگونگی بروز و اظهار رفتاری را تغییر داد و بینش حاکم بر نوع زندگی را به گونه ای دیگر ایجاد کرد و در ضمن این تدوین یا اصلاح رفتاری نوعی دیگر از رفتار و الگوها و هیجانات بر رفتارهای شخصی مسلط گردد که در نتیجه آن تغییر شخصیتی واقع گردد که این روند میتواند هم ارتقاء شخصیتی را موجب گردد و هم تنزلات و سقوطهای خلقی بطور مثال بارها شاهد بوده ایم که شخصی با شخصیت عصبانی، جنگجو، شرور، و جهان بینی منحصر به این صفاتش تبدیل به شخصیتی آرام فروتن، منعطف با باورهای عمیق صلح وانسان دوستی گردیده است و دقیقا برعکس همین مثال را نیز داشته ایم، که فرد از حالت تعادل و صفات نیکو و خلقیات نرم و مدارا، بر حسب تجربیات یا هر اتفاقی تغییر حالات وضعی فکری و خلقی و هیجانی داده است و در نتیجه به فردی شرور و تندخو، با افکار سنگین خشم تبدیل شده است. پس در نتیجه، رفتار آدمی و مجموعه عملکردهای زندگی بر اساس باورهای شخصی شکل گرفته را میتوان تغییر داد و نمیتوان آن را ثابت و پا برجا خواند و میشود نوع شخصیت دستخوش تغییرات قرار بگیرد.
با شخصیت و بی شخصیت به چه معنا !؟
بارها از زبان مردم و حتی خودمان این کلمه بر دیگری اطلاق شده است، ولی بطور واقع منظور از با شخصیت خواندن یک نفر چیست و چه معیاری در پس این صفت وجود دارد؟
بله درست حدس زدید، هنگامی که منش و یا رفتار و اعمال فردی با استانداردهای حاکم بر نوع دیدگاه و تربیت و سطح جامعه همخوانی نداشته باشد و خارج از عرف تعریف شده ی جامعه باشد، آن شخص را بدون شخصیت یا بی شخصیت، بمعنای تهی بودن از آداب رفتاری انسانی در جامعه میخوانند، و هر زمان که صفات پسندیده و رفتارها و خلقیات اشخاص در جهت نیکو و حمل بر آداب مراعات جمعی باشد، آن را با شخصیت، تمثیل از پر بودن صفات حسنه در رفتار آن شخص می نامند

آیا ابراز هر نوع واکنش و رفتاری در یک شخص را میتوان پیکره شخصیتی او نامید؟
خیر، هر انسانی در شرایطهای متفاوت و تحت تأثیر عواملهای زیادی، احتمال بروز رفتار یا کنشی خارج از مدیریت رفتاری خود نشان دهد، کما اینکه شخصی صبور در اثر اتفاقات و فشارهای ممکن زندگی در برهه ای، از بیقراری و عجول بودن قرار بگیرد و این فقط یک فعالیت موقت رفتاری معکوس نسبت به شرایط فعلی شخص باشد، و صفت فعلی بر اساس رویداد و اتفاقات اخیر در روحیات شخص جولان دهد ولی همچنان بعد از مدتی فرد بهمان حالت اولیه خود باز گردد و در شرایط سخت، همان روحیه آرام را داشته باشد که روی دادن رفتارهای جدید، بصورت اتفاقی، و لحظه ای یا مدتی، مربوط به اعمال شرایط محیطی فرد با پیرامون میباشد که بستگی به مسائل متفاوتی میتواند باشد، بیماری، خستگی، تضادهای اجتماعی و …. پس نمیتوان در اثر چند رفتار در چند موقعیت و یا فصلی از زندگی شخصی، از شناخت شخصی و شخصیت شناسی بر اساس آن واقعه قضاوت کرد و نوع و حالات شخصیتی برای فرد تعریف کرد !
لذا خیلی مهم میباشد عزیزانی که به این رشته علاقمند هستند، معیار و مدت، مسائل و نحوه و چگونگی زندگی شخصی و موقعیتها، و بسیاری از الگوها، نوع بینش، هیجانات حاکم و موارد متعدد دیگر را آگاهی داشته باشند، و صرف چند رفتار، به پردازش و آنالیز و تحلیل دیگری نپردازند !
شخصیت شناسی یک سرگرمی نیست، یادمان باشد که لیبل زدن، قضاوت کردن، زود به محکمه رفتن، بنر صفتی زدن به دیگران از روی چند رفتار و کنش و واکنش را شخصیت شناسی نمی گویند، و صرفا تراوشات و اظهار نظرهای شخصی ما در مورد دیگران بیشتر نیست
هدف از شخصیت شناسی چیست؟
انسان بالطبع برای زندگی و همنشینی اجتماعی در امورات مختلف نیاز به کسب آرامش و نداشتن دغدغه و ترس از امنیت و حفظ بقاء را دارد، و بخاطر همین اصل در صدد شناخت برای زیست بدون خسارت و آسیب را خواهان هستش، مانند دختر خانمی جوان که خواستگار دارد و تمام دغدغه اش، شناخت شخصیت و رکن های خلقی و صفتی شخص مورد نظرش میباشد تا در امنیت و آسوده منزل پدری را ترک کند و شریکی برای زندگی بر مبنای شخصیت موجود در ذهنش پیدا کند!
یا شخصی که دنبال شریک کاری میگردد و مدام از صادق بودن، دست کج نبودن و خصوصیاتهای خلقی شخص مورد نظرش جستجو میکند تا اساس و رده شخصیت او را بیابد که بتواند بر این مبنا تصمیم بگیرد
حال سوال مهم، با وجود این جستجوگر بودن و معیار قرار دادن صفات و خلقیات، چرا باز مشکل و اشتباه و شکست و پشیمانی پیش می آید؟
زیرا همانطور که توضیح دادیم، شناخت شخصیت برگرفته از تعریف و تمجید یا داستان سرایی دیگران و اظهار نظرهای شخصی از روی چند مورد رفتاری، یا سالها در این منطقه همسایه بودیم نیست، و هر کاراکتر شخصیتی در هر قسمت از زندگی بنابر تجربیات و عوامل یاد شده میتواند متغییر باشد، و تفاوت ربات با انسان دقیقا در همین مسئله میباشد، حسن با هادی خوب بود، و این گزاره نمیتواند اثبات بکند که حسن با من نیز خوب خواهد بود! و نتیجه ی بر مبنای جزء از کل گرفت !
گاهی تأثیر و ترشح یک هورمون، یک احساس، یک افکار، میتواند بروز رفتارهای عجیب را در آدمی رقم بزند، همیشه شناخت ما حدودی هستش و همیشه میتواند بخش زیادی از وجود و رفتار و ذهنیت و عینیت رفتاری دیگران تا مدتها و چه بسا سالها از ما پنهان باشد !
بروز یک رفتار در انسان میتواند بعلت انگیزه های متفاوتی باشد و پنهان بودن و کشف نکردن انگیزه در انسان یعنی نشناختن شخصیت او، بطور مثال شخصی به یک مستمند کمک میکند و دیگران میبینند و تعریف میکنند و داستان محفلها ومجلسها و عبرتها میشود، در صورتی که شخص کمک کننده انگیزه شهرت و بر سر زبان افتادن را داشته است ! واصلا و ابدا حال مستمند برایش اهمیتی ندارد !
پس لزوم شناخت از شخصیت، پیدا کردن انگیزه، چگونگی کمبود و نوع جبرانها نیز میباشد، برای همین اهمیت این موضوع بیشتر از چند کلام ساده و صفت اندازی به دیگران میباشد !

زیرا بر همین منوال از علاقمندان به این رشته مهم و تخصصی تقاضا دارم، این رشته را جهت سرگرمی و ساده نگاه نکنند و شور و شوق فهمیدن دیگران و تحلیلهای روزنامه ای و یا باب شده در فضای مجازی را اصل قرار ندهند، فلانی اینجوری نشست روی صندلی پس این شخصیتی میباشد! فلانی به این شکل دست داد، پس فلان شخصیت را دارد! فلانی موقع صحبت کردن به چشمهام نگاه نکرد، پس دروغگو هستش، و لذا کار از شخصیت شناسی اشتباه و بدون دانش به یادگیری و آموزشهای زبان بدن کشیده شده و چه ساده و مفتضح انسان را در معرض داوری و سنجش بدون میزان قرار میدهند در صورتی که یادگیری این دانشها باید بر پایه اصول و مبناهای مهم منحصر به خودشان و آگاهی و شناخت از ذهن، ،رفتار، انگیزه، ماهیت، چگونگی شرایط و …. باشد.
که سایت راز آگاهی جهت آموزش علاقمندان به متدهای شخصیت شناسی و زبان بدن، آموزشهای تخصصی بصورت مقالات اختصاصی، پادکستها، و آموزشهای حضوری و مجازی را جهت آموزش علاقمندان به این دانش مهم را فراهم و در اختیار علاقمندان قرار میدهد و این مقاله کلی و نگاهی گذرا در بحث شخصیت و شناخت آن برای شما عزیزان بود، امیدوارم توانسته باشم اهمیت و گستردگی و پیچیدگی این دانش مهم را در این مقاله به حضورتان رسانده باشم.
سیروان جلال زاده




2 پاسخ
سلام .عالی بود بسیار آموزنده و مفید بسیار آموختم از مطالعه مقاله ی مفیدتون
سپاس از زحمت شما
با سلام خدمت شما خانم اسفندیاری، ممنونم از دیدگاهتون