گاها این شرایط را تجربه کرده اید که در قسمتهای در زندگی دچار حمله های مکرر افکار شده اید، و خود آن مسئله به اندازه افکارهای نشأت گرفته از آن اذیتتون نکرده و هر چقدر مصرانه تر خواستار توقف آن افکار شده اید، در کمال تعجب شدت و نوع آنها بیشتر و بار احساسی منفی و تلخ تری را به شما داده است، هدف ما در این مقاله آموزش چند تکنیک کاربردی برای زمانی که شما دچار نشخوارهای فکری، افکارهای غلیظ و سریع، افکارهای منفی و یک نوع خود مشغولی فکری میشوید که احساسات شما را بر هم زده و تاب وتحمل و انرژی روزانه و خواب را ازتون گرفته قبل از هر چیزی لازمست که در مورد ذهن قوانینی رو باهم در نظر داشته باشیم

1- ذهن و يا محفظه فکر از قوانین معکوس پیروی میکند، یعنی بطور مثال اگر فردی به شخصی بگوید که لطفا اسب سفید بالدار رو مجسم نکن! یعنی کاملا کلامش تمام نشده این تصویر اتوماتیک و ناخودآگاه در ذهن فرد شکل میگیرد، پس در نتیجه ذهن و فکر را بصورت اجبار، زور، عبارتهای مثبت نمیتوان متوقف کرد! در این مقاله استفاده از کلمه متوقف بمعنای ایست کامل و خلأ صدر صدى ذهن و فکر نمیباشد، بلکه منظور ایجاد فضای است که فشار حاصل از عمیق فکر کردن و تنش و بیقراری و احساسات بد را به پایین ترین درجه برسانیم، که بتوانیم با ایجاد این تسلط و مهارت بقیه روز را بدون درد و شب را بدون بیخوابی سپری کنیم ایجاد دفع فشار حاصل از خود مشغولی فکری و رها شدن و تکرار این حالت باعث شکل دهی و قدرت ذهن و برنامه ریزی ناخودآگاه در ما خواهد شد
2- ذهن از برنامه های مرتبط با خود جهت هماهنگی و انعطاف با خواسته ی ما استفاده میکند، پس ایجاد روشهای مانند، فیلم نگاه کردن، و باشگاه رفتن و فعالیتهای از این قبیل بعنوان پارازیتهای موقتی کار خواهند کرد، هر چند انجام این قبیل کارها مفید و در طی تکرار قدرت تاب آوری و بهتر شدن حال را در پی خواهد داشت، لكن روش تسلط بر افکار تلخ و منفی در لحظه نمیباشند بطور مثال میشود باشگاه رفت و در همان حالت پرس سینه رفتن، ذهنمان به آن فکر مشغول باشد! و یا هنگام دیدن فیلمی گاه به گاه بخود می آییم و متوجه نمیشویم که ده دقیقه دیگر بطور مثال از فیلمه گذشته و من تو فکر بودم! پس بخاطر همین مسئله سعی خواهیم کرد از روشهای جهت توقف وایست فکری در زمان حال استفاده کنیم تا بتوانیم، خود را دوباره به زمان حال پیوند بزنیم و خط گذشته و آینده و تخیل گرایی و تجسم پردازی در مورد آن فکر را متوقف سازیم
3- بعلت شرطی شده گیها و برنامه های ایجاد شده قبلی ضمیر ناخودآگاه در ذهن، و دیوار تفکرات منفی و دردناک فعلی که مانند یک دروازه و مکانیسم دفاعی کار میکنند و ایجاد و پذیرش فکر جدید، را نمیدهند باید از روشهای استفاده شود که ذهن استدلالی و یا خوداگاه فعلی را فریب دهد تا در نتیجه فرود فکر جدید احساسات نیز تغییر پیدا بکنند، و یا میتوان همین مکانیسم را برعکس انجام داد، یعنی برای تغییر در یک روند فکری خاص، از احساسات خاصی استفاده کرد !
4- و مرحله آخر anchor یا آنکراژ کردن میباشد، که بمعنای لنگر انداختن و ثابت کردن یا شرطی کردن خودمان نسبت به اون حال و هوا وافكار جدید هستش که پایدار باقی بمانند و موقت و تسکینی مانند یک مسافرت رفتن، یا یک دور همی چند ساعته نباشد، و اون اصل تغيير و توقف و احساسات خوبی را که ساختیم و یافتیم را با این روش ثابت کنیم و هر زمانی در معرض حمله بعدی افکار قرار گرفتیم از آن استفاده کنیم

و حال با استفاده از کمکه اصول چهارگانه بالا شروع به انجام تکنیک توقف یا تسلط فکر میکنیم
در هر حالت فکری ناخوشایندی که هستین و تماما متمرکز آن افکار و حسهای برگرفته از آن هستید، حالت فیزیولوژی جسمی و بدنیتون رو تغییر بدین، زیرا بنا بر اصل لنگر اندازی یا شرطی شده گی، ما بارها در طول زندگی بعد از مواجه شدن با مسئله دردناکی و مشغولیت فکری، ژست و حالت خاصی مثل جمع شده گی، بدن قفل کردن دستها در همدیگر، زانو خود را بغل کردن، انداختن سر به طرف پایین بوده ایم، و بطور ناخودآگاه هر بار نیز که حتی در حالت آرامی هستیم ولی از این نوع زبان بدنها استفاده میکنیم، بطور ناخودآگاه خود را وارد فضای فکری و حسی ناخوشایندی میزاریم
تغییر مکان یا محیط، در این قسمت نیز مثل توضیحی که ارائه شد، در قسمتی از منزل یا هر جای سعی کنید قرار بگیرید، که هوش و حافظه شما نسبت به آن قسمت تداعی کننده خاطرات فکری تلخ، یا تجربیات دردناک نباشد، بطور مثال هر بار اگه ناراحت بودین، افکار هجوم آوردن و احساسات منفی و بدی را تجربه کرده اید و بعد آن به اتاقتان و تخت خوابتان پناه آورده اید، و یک لنگرگاه غم برای خودتان ساخته اید، پس لطفا در انجام این تکنیک از یک محیط دیگر استفاده کنید تا تکرار وضعیت باعث بازپخش پیامهای تلخ گذشته از ناخودآگاه نباشد و با قطع این لنگر حالت فعلی را بتوانید تغییر دهید لازم به ذکر است که گفته شود این کار فقط هنگام انجام تمرین مهم میباشد، و در صورت تغییر وضعیت ذهنی خود میتوانید به اتاقتان برگشته و لنگر جدید یا فضای جدید بسازید، پس اساس بروی فرار از اتاق خواب نیست !

برای این تکنیک باید ما یک کار غیر منتظره را انجام بدهیم که انجام این کار در حالت عادی از ما توسط خود ما دیده نشده و این رویکرد مانند یک شوک عمل خواهد کرد بطور مثال، خیلی ناگهانی سر پا ایستاده و بحالت چرخیدن یک دقیقه بچرخید، و دستها را باز کنید، و هر بار در صورت توانستن یک مقدار سرعت چرخش خود را بیشتر کنید و بعد متوقف شوید، و دو دقیقه بدون توجه به معنای خاص و جمله بندی خاص، فقط حرف بزنید و کلمات را بگویید، و اصلا اهمیتی ندارد که آنها چه میباشند، معنای خاصی دارند یا ندارند!و بعد انجام این حرکت فورن تغییر وضعیت جسمی بدهید، یعنی اگر نشسته اید، بلند شوید و برعکس، و یک دقیقه نیز فقط بخندید، و سعی کنید فقط کامل و زیبا و طبیعی این تکنیک را انجام دهید
و اما در مرحله پایانی زبان خود را کاملا بیرون بکشید، یکی از دستان خود را مشت کرده و دست دیگری را باز کنید، و به سقف دهانتان فکر کنید در صورت انجام دادن تکنیک تا اینجا، حس و حال و فضای خاصی را تجربه میکنید، و در زمانی که به سقف دهانتان فکر میکنید و آگاهیتان را به آنجا میبرید، نمیتوانید به مسئله ی دیگری فکر کنید زیرا ذهن همزمان نمیتواند چند کار را دنبال کند و این دقیقا همان زمانیست که شما باید حداقل یک دقیقه در این حالت بمانید، و فقط کافی است تا بعد انجام این تکنیک یک تصویر از بی تفاوتی و خوشحالی و یا خنده یا حتی مرور خاطره خنده داری یا هر چیزی که حس شما رو چند لحظه هم که باشد انجام بدید، و در ذهنتان چهره خوشحال وقوی و بی تفاوت خود را ببینید و در پایان برای شرطی شدن و ماندگاری و بیشتر شدن این حالت در وجودتان یک کلید یا لنگر ایجاد کنید مثلا نیشگونی به جای از بدنتان یا ضربه ای به پاها، یا گفتن یک شعر یا هر چیزی که برای شما تداعی قدرت و آرامش میباشد

و در اثر تکرار این تکنیک و هر بار قوی کردن و انجام دادن همان لنگر که اولین بار استفاده کردید، ذهن و فکر و حس شما نسبت به آن خاطرت یا رنجش یا وابستگی تغییر جهت خواهد داد، و این بار آن فکر قدرتمند و سمج و دردناک با ضعف وكسالت بسراغ شما می آید که هر بار بحدی کوچک میشود تا جای که اصلا اهمیتی در ذهن شما دیگر نخواهد داشت چه برسد به اینکه درگیرتان کند واما بعد انجام این تکنیک، هر بار که فکر آزارگر وسمج بسراغ شما آمد، کافی است که فقط حرکت لنگر یا آنکوراژی که ساختین رو اجرا کنید، تا بدن و ذهن و ضمیر ناخودآگاه بطور اتوماتیک فرآیند ضعیف و خنثی سازی آن را برایتان انجام دهند
به امید خداوند بزرگ در دوره های آموزشی تسلط افکار و کنترل ذهن، بصورت دیگر مقالات اختصاصی پادکستها، دوره های مجازی و حضوری، تکنیکهای قدرتمند و سریع و کاربردی را جهت پایان دادن به افکار دردناک، خنثی سازی خاطرات و تجربیات گذشته، تسلط و کنترل ذهن شما را برای شما عزیزان آماده خواهیم کرد.




4 پاسخ
سلام استاد عزیز بسیار ارزشمند و عالی بود
درود بر شما دوست عزیز
درود بر شما استاد بزرگوار 🙏
به راستی که اگر این ذهن افسارگسیخته را نتوانیم کنترل کنیم مثال یک اسب چموش و وحشی رفتار میکند،اما اگر هم توانستیم او را رام خود کنیم،کاملا در خدمت و اختیار ما رفتار میکند،خوشا بحال انسانهایی که با تلاش و کوشش مستمر خود بالاخره میتوانند ذهنشان را کنترل کنند و طعم خوشبختی واقعی را بچشند👌
متحوا بسیار ارزشمند و پر قدرت ست،ممنون از نشر آگاهی های نابتون🌹🙏
باسلام خدمت شما ممنون از دیدگاه ارزشمندتون