احتمالا بارها شنیده باشید که پایه ی استدلال و فهم درست از موضوعات مختلف در ارتباط با دیگران و نظرات و پیشنهادات و هر امر مهمی
که منجر به شناخت واقعیتی میشود، اصالت و همخوانی آن فکر بر اساس گزاره های منطقی و استدلالی میباشد،
لكن مواجه منطقی با بینشی کهن یا تازه مستلزم دستگاه شناختی میباشد تا گزاره های اشتباه، مغلطه ها و نتیجه گیریهای حاصل از آن را بتواند به چالش بکشاند و ناخالصی های کلامی، شکها، احتمالات، آمارهای درست یا نادرست را بگونه ای تشخیص بدهد که جا برای پذیرش بر اساس داده های دیگران را فورن به مرحله سمعا وطاعتا نبرد

Table of Contents
Toggleتفاوت تفکر انتقادی با تفکر نقادانه چیست؟
در تفکر انتقادی کوشش بر این میباشد که نقطه نظرات شخص مقابل به چالش کشیده شود و بهر طریقی خطایی از کلام و گزاره های شخص مقابل کشف شود و هیچ حقیقتی اینجا اهمیت ندارد و تنها فايق آمدن وتسلط و شكست مخاطب مهم میباشد، حتی اگه تمام کلام و نقطه نظرهای شخص درست و منطقی و موجه باشد اهمیتی ندارد، بلکه گاه گاه پذیرش قسمتی از کلام آنها برای ادامه بحث، یا مناقشه، یا مجادله، یا مناظره، که هیچگاه شاهد اذعان داشتن طرفین به حالت قبول کردن مدعی نشدیم و نبودیم و نخواهیم بود، زیرا همانطور که گفته شد، در تفکر انتقادی، اساس وريشه و تلاش، وادار کردن شخص به اقرار اشتباه میباشد، و موضعها کاملا بر خلاف همدیگر در حالت توضیح هستن
در تفکر انتقادی، سوگیریهای عمدی، مغالطه بازی با کلمات، و انواع و اقسام روشها جهت انحطاط وبن بست کردن جان کلامه طرف مقابل عرضه میشود تا وادار به شکست و بازی برد، باخت انجام گیرد، و میتوان برای شناخت این نوع از تفکر به کتابهای سقراط، روش سوفیستها در آتن و آثار افلاطون مراجعه بفرمایید، یا در دیدن مناظرات ومجادلات مابین مذاهب و یا خداناباوران و مسلمانان، شاهد بی نتیجه بودن، این نوع از تفکر باشیم و هیچگاه نیز مسمر ثمر واقع نمیشود

زیرا طرفین بر مبنای شکست دادن، و مسابقه، ناخودآگاه حاضر میشوند و در پی حقیقت نمیباشند، و چه بسا بعضی از اوقات کاملا واقف باشند به اشتباه تفکری خود، ولی نمیتوانند اظهار بدارند و نمیخواهند، و تمام تلاش بر این مدار میباشد که از اشتباهات خود دفاع کنند و گاها حتی به روشهای تمسخر تحقیر برای شکست در روحیه و روان همدیگر انجام میدهند تا به توسل بهر قیدی، پیروزی رو از آن خود گردانند
انتقادهای شخصی که میگویند باعث رشد اشخاص میشود پس چیست؟
مانند انتقاد رئیس یک مجموعه از کارمند خود !
یا انتقاد خانمی از همسر خود !
یا انتقاد معلمی از شاگرد خود !
آیا مگر انتقاد سازنده وجود ندارد؟
اول از هر چیزی مخاطب عزیز و گرامی بنابر کدام الزام وقانون و تعریف، اسم این نوع از پیشنهادات رو ما انتقادات گذاشته ایم؟ پیشنهاد یک فرایند اختیاری و اخباری و شاید انشایی باشد که در جهت تصحیح با زبان موثر خودش جهت بهبود یک مسئله میباشد و این با انتقاد که جهت ورکن اصلی آن یادآوری اشتباه، و مانور و خطا گردی میباشد متفاوت هستن در پیشنهاد دادن، نقد بسته به هدف مخاطب تبدیل به نقطه نظری موثر در شخص میشود و چه بسا شخص از آن نیز خوشحال و مسرور گردد و هیچ گاردی نسبت به آن پیدا نخواهد کرد

تفاوت پیشنهاد و نقد
در پیشنهاد دادن اساس کار، بر رویکرد تازه ای میباشد که بنا بر ترفیع مخاطب، بدون سوگیری مطرح میشود و هدف بازگشایی نقاط قدرت در اشخاص هستش، دقیقا برعکس نقد که تلاشی سرسختانه برای مچ گیری شکست دادن، و تسلط گرایی هستش وحتی اگر آن رئیس مجموعه آن شوهر، آن پدر نیز زبان پیشنهاد و نقد را نداند بجای هماهنگ کردن نیروها در جهت رشد، باعث تنش، گارد، مخالفت، بحث و ناسازگاری میشود و شاید الان مخاطب گرامی این مقاله بهتر درک بکند چرا کنتاکتها و مسائل ساده به دعواها و اختلافهای شدید و بزرگ ختم میشوند، زیرا زبان نقد و پیشنهاد را بلد نیستن، وحتی داشتن بهترین نیت، باز نقد را نمیتواند سازنده بکند و انتقاد پذیری بمعنای کلمه اصلا وجود ندارد و آنچه که پذیرش و سازندگی را ایجاد میکند، پیشنهاد پردازی میباشد که ما به اشتباه آن را انتقاد پذیری میگوییم
حال سوال پیش می آید، پس چرا اشتباهات طرف مقابلم را یادآوری کردم و بهش گفتم، خیلیم تشکر کرد و قبول کرد؟
زیرا در هدف شما و نوع گفتمان شما پیشنهاد صریحی بوده است، که مخاطب با درک و آگاهی از این اصل متوجه منافع خود و هدف شما شده است، وذهن ناخودآگاه آن شخص بنا بر نوع شخصیت و خلقیاتش، آنرا بعنوان پیشنهاد و یادآوری دوستانه قلمداد کرده است. و دقيقا برعکس همین حالت نیز پیش آمده است، که شخص در کمال هدفی مثبت، زبان گرم، پیشنهادی را نسبت به شخصی انجام داده است، که در نتیجه آن حتى قطع ارتباط وبحث وجدل صورت گرفته است، پس لزوما روحيات و خلقيات اشخاص نیز عامل دوم و مهمی برای تعبیر کردن این مسئله دارند، و اینجا مهم هستش که باید فهمید به چه شکلی صحبت میکنم ومفاهيم و معناها و منظورات ما به چه اساسی در ذهن اشخاص تعبیر و تفسیر میگردند و بدون شک اگر بهترین پیشنهاد را با لحن نقد بیان کنیم، شاهد گارد و دفاع و بحث میشویم
لذا بشین، بفرما، بتمرگ یک معنا ولی دهها حالت مختلف فکری و روانی میتوانند در شخص ایجاد کنند و بالعكس خیلی از اوقات، جان کلام نقد هستش ولی نحوه بیان آن پیشنهاد، و باز یک زنجیره دیگر از بازخورد در مخاطب تشکیل میدهیم که بنا بر اصل تفسیر گر ذهنی، ری اکشن نشان خواهد داد
آیا نقد یک نوع پیشنهاد نیست؟
خیر پیشنهاد امری جدید و بروز نیافته در حال است اما نقد، الگویی کهن و موجود است
آیا نمیتوان پیشنهاد منفی و غیر سازنده و یا زننده باشد؟
در این صورت تفاوتش با نقد چیست؟ آیا میتوان گفت هر پیشنهادی در جهت رشد است؟
بله پیشنهاد بر دو وجه منفی و مثبت میباشد و همانند نقد یک جانبه نیست
تفاوت نقد و تفکر نقادانه
در تفکر نقادانه، ما بصورت یک ستیز و پیروزی وفایق آمدن حرکت نمیکنیم، بلکه تفکر نقادانه بمعنای جلوگیری از خطاهای شناختی، تعصبات، شناخت گزاره های اشتباه، وحتی جلوگیری از سوگیری های متعصبانه و جانبدارانه، تنها چیزی که اهمیت میابد، نائل شدن به حقیقت میباشد، حال چه از زبان یک کودک چه از زبان یک دانشمند، و شخصیتها در تفکر نقادانه محو میشوند، و آنچه باقی می ماند، اصالت فکر و درست اندیشیدن و نتیجه درسته مواضع فکری در امورات مختلف میباشد
در تفکر نقادانه، پرسش و پاسخ، کندوکاو، جستجو بر پایه ی دنبال کردن موضوع تا مقصد روشن خرد میباشد، و شخص در هر کجای این جستجوگری با تناقض، پارادوکس، فرضیات غیر موجه، چه از جانب خود و چه از جانب دیگری برخورد کند، با استدلال و منطق و ابزار فلسفه، سعی در باز کردن خطای فکری و اصلاح آن بخش را مینماید و این یعنی تفکر نقادانه، هوشمندانه، زیرکانه، که همانند چراغ قوه ای بر محل تاریک نور را تابانیده و صرف رسیدن به مقصد فعلی تفکر، مسیر را درست نمیداند، و چگونگیها را مورد باز پرسش، قرار میدهد
در تفکر ناقادانه،همه جوانب موضوع در نظر گرفته میشود، و ارتباط ما بین آنها بررسی میشود و یک موشکافی دقیق صورت میگیرد، در تفکر نقادانه شخصی سازی و پرداختن به نوع شخصیت مهم نمیباشد، بلکه آن ساحت فکری با عواقب و پیامدها واثرات و شواهد شناختی با ابزارهای متفاوت مورد سنجش قرار میگیرد، چیزی که در نقد کاملا برعکس میباشد و در پیشنهاد حد ملایم خود را حفظ می نماید
اگر بخواهیم از تشبیه استفاده کنیم در نقد کردن خاک را خالی میکنند، در پیشنهاد دادن، جایگزینی را اعلام میدارند و یا فرمی بهتر می سازند و در تفکر نقادانه آبادانی و ساخت و ساز را بیان میدارند
در تفکر نقادانه اصرار ورزی و سماجت دیده نمیشود بر خلاف نقد که تمام مراحل خود را با فشار و هجمه جلو میبرد، در تفکر نقادانه انعطاف و مانور بر سر یک موضوع را میتوان از جهات گوناگون بررسی کرد ولی در نقد کردن، همان لحظه بحث به بن بست و تکرار و پافشاری و اصرار ختم میگردد و شیوه چرخش بر موضوع متوقف میگردد و یک چلنج یا زور آزمایی هدف موضوع خواهد شد

دوستان گرامی این مقاله ای بود جهت تفکیک سه موضوع، نقد، پیشنهاد و تفکر نقادانه و تفاوت آنها که خود این مقاله نیز خالی از نقصان نمیباشد و تا دلتان بخواهد جا برای نقد، پیشنهاد و تفکر نقادانه دارد سعی بر آن میشود برای شما مخاطب گرامی مقالاتی در ارتباط با روش پیشنهاد دادن بجای نقد و آموزشهای گفتمان نقادانه در سطح روابط (اعم از خانوادگی، اجتماعی، در محیط کاری و اداری، کوچینگ، مشاوره) بصورت مقالات و پادکستهای ارائه کنیم تا شاهد معجزه بهترین و ماهرانه ترین روابط در هر جایی باشید.




4 پاسخ
آقای جلال زاده به موضوع خوبی اشاره کردید
چون خیلی از آدما در این زمینه ناآگاه هستن
و از سرناآگاهی چه رابطه عاطفی و چه رابطه کاری رو خراب میکنن 👌✅
بله دقیقا، نقد رو شیوه ای از پیشنهاد میدونند
سلام و درود خدمت استاد بزرگوار جناب آقای سیروان جلال زاده عزیز همکار محترم🙏🌹
استاد جان مقالتون بسیار عالی،پرمحتوا و ارزشمندو البته بسیار بسیار پرکاربرد بود👌💥
احسنت بر قلم شیوای شما🌹
همراه با بهترین آرزوها برای شما برادر بزرگوار و سخاوتمند،برقرار باشید🌹🙏👏👏👏👏👏👏👏👏👏
سلام خدمت شما خانم عظیم پور بزرگ، ممنونم از لطف ونگاه ودیدگاهتون