هنگام بیان تفاوت یا شباهت مابین موضوعات، قبلش باید تعریفات آنها مشخص شود، زیرا فراموش کردن یا نادیده گرفتن همین اصل باعث نتیجه گیریهای زود رس، نارس شده است، و موجب خلط موارد با همدیگر میشود، بهمین بهانه قبل از اینکه در این مقاله تفاوت دو موضوع را روشن کنیم، اصل خود کلمه تفاوت را نیز با همدیگر بررسی میکنیم، زیرا پاره ای از اوقات، بجای بررسی تفاوتها، به تناقضها یا متضادها یا پارادوکسها میپردازیم، در صورتی که یکی نیستن!
Table of Contents
Toggleمعنی و هدف كلمه ( تفاوت)؟
برخلاف تعبیرات لغوى كلمه تفاوت که اظهار داشته اند، کلمه تفاوت بمعنای اختلاف و ضدیت در دو اصل یا چند اصل نمیباشد، هر چند ساختار کلمه تفاوت چون فعل بر اون دلالت میکند در ظاهر و حالت نحوی مفعول میباشد، پس واقع حالتها مابین اشیاء، انسانها، مهارتها، بواسطه قید و دلالت یا کلمه واسطه تفاوت صورت میگیرد و ترازوی سنجش نوع کارایی و متنوع بودن بین امرین رو تفاوت میگویند، نه اندازه گیری اختلافها لکن هر دو چیزی که با هم یکی نیستن لزوما مختلف هستن ولی الزاما اختلاف ندارند، و حتی مختلف و اختلاف نیز یکی نیستن همین اندازه اکتفا میکنیم تا مقاله ناخواسته به زبان شناسی و مدلل های اثباتی علم زبان تبدیل نشود

تعریف لغوی و مفهومی NLP
تعریف لغوی_ Neuro Linguistic Programming_ برنامه نویسی عصبی زبانی_کلامی
حال در این مقاله به نگاه تاریخچه دار این مقوله نمیپردازیم که این سیستم توسط مثلا آقای ریچارد بندلر که یک دانشجو در زمینه مدل سازی و ریاضی بود با همکاری آقای جان گریندر که یک استاد زبان شناسی بود و این دو بزرگوار در دهه ۱۹۷۰ میلادی این رشته عظیم را بنیان گذاری کردند و ….
بلکه هدف تعریفها و تفاوت دو رشته NLP با هیپنوتیزم میباشد، بر اساس تعریف لغوی، NLP یک سیستم عصبی محور بر مبنای مغز و کارکرد آن و تأثیرات عوامل بیرونی محیطی، اجتماعی، تأثیرات پیرامون بشکل دیتا و بازخورد یا دیکد این اطلاعات به سیستم عصبی و مغزی از طریق تبدیل این تجربیات به امواج الکترومغناطیسی به ارگانهای ذکر شده و اجرا و تأثیر و تکرار این تجربیات از طریق کانالهای ادراکی و حسی که به زبان ساده تر، الگو و مدل سازی مغز و همکاری با سیستم عصبی جهت، سو بخشیدن رکنی ذهنی و فهمی از نوع درک واقعه ای و پاسخ به این محرکهای متغییر در زندگی بصورت افکار، احساس، و خلق وخو وعادات
ولی در تعریف مفهوم گرایانه، NLP یعنی
استفاده از شناخت و نحوه کارکرد زبان طبیعت موجود، و تأثیرات آن بروی ما و تغییر مجدد این تأثیرات از طریق بارگزاری مجدد داده های جدید و مودالسیون کردن برنامه جدید بروی سیستم زبانی و کلامی برای انتقال فایلهای تنظیم شده ی سیستم مغزی، عصبی و اجرای آن میباشد
حال چرا از زبانی و کلامی استفاده شده است؟
حال چرا از زبانی و کلامی استفاده شده است؟ زیرا زبان وجودی در هر موجود و نحوه گیرندگی آن بر اساس طبیعت فعلی او بنا نهاده شده است و این منوط به کالچرالیسم و جغرافی زندگی ومحيطي و فرهنگی انسان میباشد که با همدیگر متفاوت است و کلامی را چون نوع زبان موجود و قابل فهم در هر انسان بر کلام و نحوه دیدن او قابل مشاهده است
حال بعد از تعریفات موجود از دانش NLP میپردازیم به تعریف از هیپنوتیزم و در آخر وجه تفاوت آنها

هیپنوتیزم و نگاه خارج از مباحث پدیدار شناختی آن از لحاظ معنای لغوی دلالت دارد به یک کلمه یونانی (هیپنوز) یا خواب، و اینکه این اسم از طريق جیمز برید پزشک انگلیسی تبار به روی این دانش نهاده شده است و ایشان مطالعات زیادی در باب مسمریسم ونظريه مغناطيس حیوانی داشتند را در این مقاله نمیگنجانیم تا از اصل موضوع دور نشویم شباهت حالت هیپنوتیزم با فرم خوابیدن باعث تشکیل این اسم بر این دانش شد، در واقع هیپنوز یا هیپنوتیزم حالتی در شکل ظاهری مشابه خوابیدن و بیهوش شدن میباشد و بر همین مبنا این اسم بر این رشته جای گرفت و گرنه هیپنوتیزم نه خوابیدن است، نه بیهوش شدن و نه به کما رفتن!
حال معنا و کارکرد هیپنوتیزم در مفهوم اصلی آن خارج از تعریف لغوی
هیپنوتیزم فرآیند تغییر وضعیت سوژه از لحاظ جسم تا آگاهی فعلی و هدایت ذهن و افکار شخص بواسطه تكنيكها، القاءها، تلقینات، و روشهای متنوع جهت تفکیک و تحریم موقت ذهن خودآگاه و رسیدن به ضمایر پنهان ولایه های اجرای و هوشیاری ذهن، برای کاشت تلقینات و تغییر دادن برداشتهای فعلی یا قهقرا در شخص و ایجاد نمودن حالت باور پذیری در امورات مختلف درمانی، روانی
و خودهیپنوتیزم نیز همین فرآیند میباشد، لکن بدون واسطه یا وجود هیپنوتیزور، شخص از طريق تجمع افکار بروی تن آرامی، ریلکسیشن، و ایجاد حالتهای ذهنی خاص سعی در هدایت خود بمرحله تلقين سازی و تلقین پذیری و دور زدن تفکر استدلالی برای ورود به حیطه ناخودآگاه و کاشت باور و حالتهای متنوع فکری و ذهنی یا درمانی بواسطه خود شخص میباشد
حالا با تعریفات ساده ارائه شده به وجه تفاوتهای این دو مقوله ارزشمند میپردازیم
1_ درNLP ما از حالت و فرم خاص برای ایجاد تأثیر استفاده نمیکنیم، بطور مثال لازم نیست مانند هیپنوتیزم از حالت خلسه سبک تا katalpsi ورود کنیم یا به مرحله somanambolism یا خوابگردی برویم و یا دیگر مراحل مانند letarzhi و سطحهای آن …
2_ درNLP روشها برای اجرا متفاوت میباشد و حالت و فرم خاصی مد نظر نیست ولی در هیپنوتیزم حتما باید شخص مسیر و مراحل یاد شده را بپیماید تا در آن قالب آگاهی تغییر یافته قرار بگیرد
3_ در NLP برای ایجاد ری اکشن یا پاسخ به تلقینات کلامی و خلسه احتیاجی نیست، ولی در هیپنوتیزم مبنا بر قبول کردن القاءها و پذیرش آن در خلسه های با سطحهای مختلفی میباشد
4_ در NLP شرایط خاصی برای انجام تکنیکها مد نظر نیست، ولی در هیپنوتیزم برای ایجاد حالت فکری خاص، شرایط محیطی باید فراهم باشد
5_ در NLP مدار بروی درک الگوهای موجود، و مدل سازی و هماهنگی و تطبیق با آنها هستش ولی در هیپنوتیزم ما الگو سازی بر مبنای مدل ولی در هیپنوتیزم ما الگو سازی بر مبنای مدل نداریم، و بر اساس مبناهای لازمه در هیپنوتیزم کار خواهد شد
6_ در NLP مباحث متنوعی مبنی بر چگونگی ارتباطات موثر، شناخت کانال ادراکی اشخاص، تیپهای شخصیتی، و فصلهای با موضوعات زیادی در زمینه کسب و کار، مدیریت، تسلط، همراهی، اقناع، وجود دارد که هر کدام منوط به یادگیری دانش شناختی خودشان میباشد و تک محوری نمیباشد، هر چند هیپنوتیزم نیز گستردگی و پیچیدگی های خاص خود را دارد ولی در نمایش ولیست کارایی خود، با NLP تفاوتهای شناختی در مبانی تئوری دارد
و دوستان و مخاطبان عزیز برای حوصله سر نبردن شما مخاطب گرامی به این ۶ مورد از تفاوتها اکتفا میکنیم، و هیچکدام از این موارد بمعنای برتری یکی بر دیگری نیست، بلکه در هر دو تا از این دانش شریف بسته به نیاز و حوصله مخاطب کارای و جواب دهی خود را دارند، و انتخاب روشها و استفاده از هر کدام بسته به علایق و راحت بودن مخاطب آن میباشد، پس وجه تفاوت بمعنای نوع کارکرد متنوع در آنها میباشد نه امتیاز بندی و مقایسه جهت بهتر و بدتر یا اثبات برتری جویانه ما بین دو دانش کاربردی، با عنایت و تشکر از خداوند متعال و سپاس از همراهی شما مخاطبان عزیز این مقاله نیز به پایان خود رسید




2 پاسخ
سلام عالی بود مطالب جامع و کامل
ممنون از ارائه مقاله مفیدتون
با سلام خدمت شما خانم ریحانه، ممنونم از دیدگاهتون