بارها شنیده ایم، اعتماد بنفس داشته باش یکم  قوی باش! چرا تو اعتماد بنفس نداری!؟ تو هیچ مشکلی نداری فقط اعتماد بنفست خیلی کمه و حتما شما هم یا مورد خطاب این جمله بودین، یا  احتمالا به کسی در جهت قدرت بخشیدن این عبارت رو گفته اید، قبل از اینکه به مباحث این موضوع بپردازیم، لازم است اول تعریفی از اعتماد بنفس داشته باشیم، منظور از اعتماد به نفس چه چیزی هستش ؟ همانطور که میدانید این عبارت از دو کلمه ی، اعتماد و نفس تشکیل شده است، و کلمه اول یعنی اعتماد منظور ایجاد فضای  اطمینان نسبت بخودمان میباشد و اطمینان یا همان مطمئن بودن باعث خواهد شد  من نسبت به موضوع دچار پریشان حالی ترس و  عدم تعادل نشویم و بتوانم در آن زمینه ی مورد نظر با قدرت حاضر باشیم، که این جمله شامل حال هر شخصی نخواهد بود، و نمیتوان در هر موضوعی نسبت بهر شخصی با  گفتن اعتماد بنفس داشته باش، تولید احساسات  كاذب کنیم و فرد را دچار شکست و ترس و يأس نماییم 

پس لزوما داشتن اعتماد و اطمینان نتیجه و ملزم  مهارت میباشد، یعنی در پایه ی اول من نسبت به آن  امر بیرونی باید مهارت، آگاهی، یا اطلاعات کافی داشته باشم پس صرفا اعتماد بنفس بمعنای بی گودال به آب زدن و شجاع بودن نیست! و حتی گاها لازم میباشد در اموراتی واقعا اعتماد بنفس نداشته باشیم، چه بسا پیامدهای ناشی از آن، عزت و احترام و امید ما را هم تا حد زیادی از بین ببرد ! که اینجا میتوان گفت، اعتماد به نفسه بدون اطمینان و مهارت، مستقیما خودستایی و غرور و خود بزرگ بینی میباشد، پس نباید این موارد را با همدیگر اشتباه بگیریم همانطور که از لغت اعتماد بر می آید من باید  مطمئن و واقف و مسلط به موضوع درونی خود باشم تا بتوانم آن را به بهترین شکل ممکن در بیرون از خود به تجلی و ظهور در بیاورم و این باور، به توانایی کاملا در درون من شکل گرفته باشد، نه صرفا یک تخیل و خودپنداری و  محک زدن بر پایه تخیلات ذهنی خودم باشد!!

هنگامی که ما از نفس صحبت میکنیم، منظور و هدف آن قالب درونی ما میباشد که نسبت به خویشتنمان آگاه میباشد و اینجا منظور از نفس، مرکز خواهشها و لذت خواهیهای انسانی نیست، بلکه مغز و روان ما که در اثر تجربه وتكرار ورسیدن به باور همانند آجر در کوره آجرپزی به حالت خود  درآمده و انسجام و شکل خود را پیدا کرده است.

مثال، فردی که به تازه گی رانندگی کردن را آموخته است، و هنوز در خیابانهای داخل شهر خود، با ترس  و ترديد و مواظبت و مراقبت رانندگی میکند، آیا اثر  اعتماد بنفس بعد از هر بار تمرین و سالم رسیدن  و تجربه در این فرد شکل میگیرد، یا برای آموختن  رانندگی باید از اول اعتماد بنفس لازم را داشت؟  بله همانطور که ذکر شد میتوان حس اعتماد بنفس را در مورد آموختنیها و مواردی، برانگیخته سازیم،  لکن این انگیزه و تمایل به مسئله میباشد که ایجاد  شور برای شروع خواهد کرد و نباید آن را با اعتماد  بنفس اشتباه گرفت، یعنی جای که اطمینان سوق  میدهد برای اجرای کردن آموخته ها یا مهارتها 

آیا اعتماد بنفس شکل گرفته در فردی میتواند کم و زیاد شود؟ 

طبق تعریفی که از اعتماد بنفس ارائه شد، متوجه شدیم که اعتماد بنفس امری حسی و فکری و شدیم که اعتماد بنفس امری حسی و فکری و مهارتی یعنی عملکردی میباشد و این سه پایه تشکیل ساختار هویت یافته یک مهارت را میدهد، پس در نتیجه بله میتوان احساسات و باورهای ما در مورد تواناییهای کسب شده تضعیف شوند و در نتیجه قدرت اجرا در ما نیز کاهش یابد و نوع  عملکرد ما بطور متفاوتی تغییر پیدا کند 

لازم بذکر است که گفته شود، اعتماد بنفس یک موضع موردی میباشد و نمیتوان اظهار کرد که یک  شخص نسبت بهرچیزی با اعتماد بنفس میباشد، بطور مثال، یک مکانیک در حوزه تعمیرات تخصصی  خود صاحب روش و سبک و مهارتی میباشد که حس و روان و قدرت عمل او کاملا در بیرون مشهود و مشهور بوده و اعتماد و اطمینان به نفس ایشان جاگیر و فراگیر شده است، لكن همین شخص در استخری نمیتواند شنا بکند و برای یادگیری آن در پایه اول مردد و پر از شک میباشد، و یا اصلا در  صورت آموزش نیز، به شناگری ماهر تبدیل نمیشود، در نتیجه بیشتر اوقات نسبت به شنا کردن در جمع  دوستان نمیتواند آن اطمینان از مهارت خود را که  نسبت به شغل خود دارد را با اعتماد کامل بیان کند، باور و حسهای درونی بر اثر تجربه ی که خود کسب  کرده است به آن میزان رضایت نرسیده است که  آن را در خود شکل یافته ببیند لکن بر عکس همین سوال مطرح شده ولی میشود با ایجاد پل تمرین و تجربه و تکرار، احساس و روان را در جهت اعتماد سازی و شکل یافتگی بالا برد و اعتماد بنفس را در این مورد را نیز جاری ساخت 

چند نوع موضوع برای اعتماد بنفس داریم؟ 

1- (اعتماد بنفس نسبت به خود) مهارتهای فردی و شخصیتی از بعد روان، شخصیت،و شناخت خود

2- (اعتماد بنفس در امورات مالی، شغلی) مهارتهای فردی در قبال کسب و کار 

3- (اعتماد بنفس در جایگاه اجتماعی) مهارتهای ارتباطی، و بلوغ رفتاری 

4- (اعتماد بنفس در بحرانها و مسائل) یادگیری، چگونه سپری کردن مشکلات و مسائلهای تلخ زندگی 

5- (اعتماد بنفس نسبت به علاقمندی ها)  مهارت چگونه یادگیری و کسب تمایل و اطمینان برای پیگیری مواردی که به آنها علاقمند هستیم ولی  نیرو و انگیزه یا تمایل کافی جهت شروع آنها بعلت  کم باوری یا نداشتن حس اعتماد بنفس نداریم  

پس میتوان موارد بالا را در حالت کلی به این پنج  دسته تقسیم کرد و صرفا مقوله اعتماد بنفس را  تعمیم به شخصیت با اعتماد بنفسی هستش تعمیم  ندهیم، زیرا ساختار ذهن و برنامه ذهن و مغز و  سیستم عصبی ما در همه موارد به یک شکل ثابت پاسخ نمیدهد!

تعریفی دیگر

بسیاری از افراد اعتماد بنفس را باور به خود  میدانند، و ما نیز این را تأیید میکنیم، ولی سوال  اساسی که مطرح میشود این میباشد، که آیا صرف  باور بمعنای اعتماد و اطمینان بخود کافی میباشد؟ خیر، میتوان گفت لازم میباشد ولی کفایت یک امر  درونی برای تحقق به بیرون مستلزم چیزی فراتر از  باورهای شخصی میباشد بطور مثال من باور دارم که وزنه ای با 200 کیلو  را میتوانم جابجا کنم! آیا صرف باور اولیه من  میتواند این اطمینان اجرایی را بمن بدهد که من میتوانم وزنه ای با این حجم را بردارم؟ یا مقوله باور ذهنی من صرفا یک ایجاد کننده تمایل و رغبت به انجام این کار هستش پس در نتیجه اشتیاق ذهنی و میل فردی من به  کاری پایه اول فرآیند باور سازی میباشد، و اعتماد بخود زمانی تحقق پیدا میکند که میل و اشتیاق  تبدیل به حرکت و انجام شده باشد، و در اثر انجام  اطمینان به خود حاصل شود 

پس مخاطب گرامی برای ایجاد اعتماد بنفس در  زمینه مورد نظر خود باید به موارد پایین توجه داشته باشید 

1- انتخاب موضوع مورد نظر

2- شناسایی حسها و باورها و تلقی های کنونی شما 

3- ایجاد شناخت و آگاهیهای جدید در آن مورد

4- ایجاد اشتیاق و باور به انجام دادن آن کار، از  لحاظ حسی وفکری 

5- آموزش و مهارت 

6- شروع و انجام دادن

پس اعتماد به تخیل، اعتماد به تصور، اعتماد به غرور، اعتماد به خودبینی یک طرفه درونی، از طریق نوسانات هیجانی و حسی در برگیرنده  اعتماد بنفس نمیباشد، و من میتوانم هایی را یا شما میتوانید هایی را که اکثرا در سخنرانان انگیزشی میبینید، یا جملات قصار و بزرگ مانند، انسان قدرت همه چیز را دارد، که به کرات میشنویم، در واقع و عالم واقعیت زیاد کاربردی نمیباشند، زیرا وقتی از انسان صحبت بعمل می آید، بیاد داشته باشیم یک مجموعه و نظام انسانی مورد نظر میباشد نه تک تک افراد!!

و بهترین قسمت اعتماد بنفس این میباشد که من قبول کنم بله از پس خیلی کارها نیز بر نمیام، آدم این کار نیستم، امکان تحققش برای من مشکل  هستش، و این همان نیروی حقیقت درون فردی هستش که میتواند تغییر شکل دهد، زیرا واقف و آگاه بر حوزه توانمندیهای فردی و واقعیات اجتماعی میباشد، و هر آنچه که بسیار اهمیت دارد  این میباشد که من باید در چه حوزه ای اعتماد و اطمینان قوای درونی خود را تحکیم بخشم و وارد حوزه اجرا شوم، و صرفا نمایشی از ژست و قیافه و باور سازیهای بدون اساس نشوم و آیا تلاش ممکنه را میتوانم انجام دهم تا نطفه باور و اعتماد بنفس من عقیم نباشد! 

آیا طبق دسته بندی هوش هیجانی (گاردنر) و … من برای این مهارت یا فلان مسئله اقداماتم چگونه خواهد بود،!؟ و در کل توان سنجی درست با عیار و ترازوی خودشناسی باعث میشود تا من ببینم مرکز ساخت این اعتماد در نفس یا خودم به چه شکلی خواهد بود؟ زیرا به دفعات دیده شده است، در اثر همین حس  اعتماد بنفس خالی چه امیدهای که از دست نرفته،! چه علاقمندیهای که به تنفر تبدیل نشده،! چه محاسباتی که اشتباه از آب در نیامده،!  در نتیجه اعتماد بنفس شكل ساختن یک باور با  توانایی انجام آن میباشد، که در اثر آن ما محقق شدن را خواهیم داد و صرفا یک فانتزی ذهنی نمیباشد 

امیدوار هستم با طرح مقاله موضوع اعتماد بنفس، توانسته باشیم موارد پنهان آن را بطور کلی در خدمتتان عارض شويم، و همین مسائل حتی بر زندگی مردم نیز اثرگذاریهای منفی خواهد داشت، بطور مثال همان کاندید شهری که صرف باورهای خود بدون توانایی، دانش و آگاهی میخواهد نماینده  شهری در جای شود و اعتماد بنفس بدون نطفه ایشان، یک شهر را به تلاطم میندازد، پس مخاطب گرامی، اعتماد بنفس باید بر پایه و اصولاتی بنا  نهاده شده باشد، و گرنه تبعات خودبینی در اشخاص تأثیرگذاریهای وحشتناک میتواند بر دیگران نیز بگذارد، پس مخاطبان عزيز من، بحث اعتماد بنفس لايه ها و زوایای مختلفی را دارد، بهمین علت به گونه  ای دیگر و زاویه دیگر به آن پرداختیم تا خارج از مباحث انگیزشی و سرعتی، آن را در چند پاراگراف کوتاه و شیرین خلاصه نکردیم، لکن در قسمت پادکستها و مقالات آموزشی، به تکنیکهای برنامه نویسی عصبی، کلامی برای حصول به اعتماد بنفس و نهادینه شدن باورها و قدرت اجرای آن برای شما عزیزان با تکنیکهای قدرتمند میپردازیم که شما رو آماده برای حرکت با توان و آگاهی واقعی جهت رسیدن به موضوع مدنظرتان برساند. 

اشتراک گذاری

20 پاسخ

  1. سلام و خسته نباشید به استاد عزیز خیلی مفید و عالی بود ممنون از مطالب کاربردیتون موفق باشید 🙏🏻

  2. درود بر شما شما استاد عزیز
    ممنون بابت مطلب مفید پرمحتوا و آموزندتون 🙏🏻🌹

      1. درود بر شما استاد بزرگوار🌹
        عزت نفس و اعتماد بنفس تنها مبحث مهمیست که هر چقدر روی اونها کار میکنیم،هنوزم حس میکنیم که در بعضی قسمتهاش پاشنه آشیل داریم،اما خوبیش به اینه که با مرور مطالب ارزشمند بلافاصله متوجه اشتباهاتمون میشیم و به فکر تدبیر اونها میفتیم
        تلنگر بجایی بود ،ممنون از نشر آگاهیهای نابتون🌹🙏👏👏👏👏👏

        1. سلام خدمت شما خانم عظیم پور بزرگوار، ممنونم از دیدگاه بزرگ وفراختون، بله دقیقا همینطورهستش

  3. سلام و عرض ادب
    مقاله بسیار مفهومی و عالی بود استاد.
    واقعا فقط شعار دادن و من می‌توانم و شما میتوانید کافی نیست و برای هر کاری باید مهارت و آگاهی کسب کرد 👏👏👏

    1. بله دقیقا درست میفرمایید ممنون از نظر گرامی و بزرگوارتون

  4. درود بر شما استاد بزرگوار🌹
    عزت نفس و اعتماد بنفس تنها مبحث مهمیست که هر چقدر روی اونها کار میکنیم،هنوزم حس میکنیم که در بعضی قسمتهاش پاشنه آشیل داریم،اما خوبیش به اینه که با مرور مطالب ارزشمند بلافاصله متوجه اشتباهاتمون میشیم و به فکر تدبیر اونها میفتیم
    تلنگر بجایی بود ،ممنون از نشر آگاهیهای نابتون🌹🙏👏👏👏👏👏

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *