هر چیزی که می بینید،می شنوید،می گویید، فکر می کنید انجام می دهید،احساس می کنید یا تجربه می کنید،هرگز گم نمی شود هرکدام حفظ و ثبت و ضبط می شود و هرکدام به نحوی تاثیر خود را بنابر آن تصویر همانند یک پروژکتور به بیرون متجلی می سازد قبل از شروع مباحث در ارتباط با ضمیر ناخودآگاه توجه شما خواننده ی عزیز را به سوالات زیر جلب می کنم.
• چرا ثروتمندان ، قدرتمندان ، محبوبها و زیباها خودکشی میکنند و یا اتفاقات خیلی تلخ برایشان رخ میدهد؟
• چرا مجرمان همیشه به صحنه ی جنایت بازمی گردند؟
• چرا گاهی از کسی که بیشتر دوستش داریم متنفر می شویم ؟
• چرا ما بطور یکدفعه از کسی خوشمان می آید یا متنفر می شویم بدون آنکه حتی اورا بشناسیم ؟
• چرا پسرها عاشق زنان مسن تر می شوند و دختران به مردان بالغ علاقمند میگردند و یا چرا مردهای مسن به دختران جوان جذب می شوند؟
• چرا هنگام تعریف یک رویا یا خاطره جزئیات خاصی را تغییر می دهید؟
• چرا از بعضی چیزها می ترسیم و چرا بدون اینکه بدانیم از بعضی چیزها استقبال یا دوری می کنیم ؟
• چرا بعضی از انسان ها به شدت وابستگی عاطفی دارند و به هر میزان طرد شوند باز محبوب خود را عزیزتر و دیوانه وار دوست دارند ؟
• چرا در بعضی از مکان ها یا پیش بعضی از انسان ها احساس های خاصی را تجربه می کنیم ؟
• چرا بوی ادکلن یا گل یا صدای موسیقی حس و افکار و خاطرات و احوالاتی را در ما برانگیخته میکند ؟
• چرا نام افرادی را که کاملا می شناسیم فراموش می کنیم ؟
• چرا رفتارها و حس ها و اشتباهات تکراری در ما وجود دارد ؟
• چرا زنان زیبا جذب مردان زشت می شوند ؟
• چرا در صورت مهربانی و لطف و کمک دیگران مارا نادیده می گیرند ؟

خب حال از دیدگاه فروید و تشبیه کوه یخی شناور و مشهور که آن را به سه حالت توصیف کرده است نظرتان را جلب می کنم
بخش اول : کوه یخی که بیرون از آب قرار دارد،وآن را نشان دهنده ی بخش هوشیار ذهن نامیده است
بخش دوم : همان کوه یخ که در آب شناور است اما هنوز قابل مشاهده است، که آن را نیز بخش نیمه هوشیار ذهن نامیده است
بخش سوم : کوه یخی که زیر آب قرار گرفته است و قابل دیدن نیست،که این بخش را ناهوشیار یا ضمیر ناخودآگاه میخواند، که این تشبیه نشان می دهد که از نظر فروید بیشتر ذهن را قسمت ناهوشیار تشگیل می دهد و تنها بخش کوچکی از آن هوشیار است

Table of Contents
Toggle( اسرار عرفا، چله نشینی، مراقبه، مدیتیشن، و راهبه ها، یوگی ها و مرتاضها)
با وجود تفاوت هر کدام از مکاتب بالا با همدیگر، در این بخش فقط قصد نحوه ی کارکرد ذهن ناخودآگاه را در مکاتب ها داریم و به هیچ عنوان آنها را در یک دسته قرار نمی دهیم و تفاوت فاحشی مابین هرکدام از اینها می باشد، پس خواننده ی گرامی در صورتی که تعلق خاطر به هرکدام از این مکاتب دارید، لطفا درک کنید که هدف فقط درک و توضیح ضمیرناخودآگاه می باشد،همانطور که ذهن و فکر در تمام ادیان و مکاتب وجود دارد ولی نحوه ی هدف و انگیزه و کارایی آن با دگرمکتبها متفاوت است، در اینجا نیز هدف نویسنده فقط نحوه ی استفاده از این معدن با ارزش و توضیح آن می باشد
عرفا و سالکین ودراویش از طریق اذکار به صورت مداوم و پرهیزات و هدرندادن انرژی های جنسی و جسمی و شب بیداری و آداب خاصی توانسته اند که ضمیر خودآگاه خود را که مانع و نگهبانه ضمیر ناخودآگاه می باشد را، رام و مطیع نمایند، همانطور که بیان شد ضمیر خودآگاه منبع امیال، واکنشها، ترس ها، اضطراب ها و رفتارها و عکس العمل ها می باشد و هر آنچه که در ناخودآگاه ما پس انداز شده است بصورت خودآگاه باعث تجلی رفتار و احساسات و افکار ما می شود، سالکین با توجه به اینکه اراده ی آزاد انسانی در زنجیر ناخودآگاه می باشد و راه تغییر برنامه های ذهنی، دسترسی به این ضمیر می باشد، از طریق اعمال گفته شده و حالتهای ترنس یا خلسه به این ضمیر برنامه های جدید خواهند داد که در اثر تکرار این مراحل به حالتهای شگفت انگیز شهود،روشن بینی، حضور قلب و تسلط و هوشیاری می رسند
و همچنان اگر توجه کرده باشید راهبها در معابد با کمک گرفتن از طبیعت، یا قرارگرفتن در کوهها و نماد قرار دادن مجسمه ها (اعم از بودا یا هر شخص مورد تقدیس خود) و گفتن مانترا و اصوات خاصی و بعضا قرار دادن جسم در شرایط سخت مانند نشستن داخل برف یا مدت طولانی در تالار معبدها ماندن سعی در خالص کردن و تسلط بر افکار خود را دارند که در طی تمرین و ممارست و تکرار این اعمال به ضمیر ناخودآگاه خود دسترسی پیدا میکنند و بنابر انگیزه و اعتقاد های خود خرد و آگاهی را که خواهان آن هستن کسب و به حالت و فرم های جدیدی از تفکر و جهان بینی دسترسی پیدا می کنند، همانطور که گفته شد فارغ از اینکه این تفکرات تا چه میزان صحت و سقم دارند، ما در این مقاله فقط سعی در کارکرد ضمیر ناخودآگاه بنابر دسترسی به آن را بررسی و تشریح می کنیم
و حال مرتاض ها نیز به این صورت که از طریق تامپاس یا سختی کشیدن و نشستن های طولانی مدت در حالات جسمی دشوار،جسم را در معرض سختی قرار می دهند که بتوانند ضمیر خودآگاه خود را به آن مشغول سازند، همانند شخصی که می خواهد سرقتی انجام دهد و با کمک شخصی دیگر حواس نگهبان را پرت کند،مرتاض نیز با این متد سعی در خاموش کردن یا کنار گذاشتن خودآگاه را دارد
در هیپنوتیزم ویا خود هیپنوتیزم نیز هیپنوتیزور با ایجاد حالت های تن آرامی، ریلکسیشن، انقباض عضلانی و دیگر مراحل هیپنوتیزم و تلقین سازی و ایجاد تلقین های ماهرانه، پنهان و آشکار سعی در نزدیک کردن سوژه به عمیق ترین بخش ذهن او را دارد که از روش ها و متدهای متنوع و تخصصی استفاده می سود تا به واسطه ی این هدایت سوژه را به جایگاه خلسه ی عمیق و تلقین پذیری و کاشت دستورات در ذهن ناخودآگاه او برساند،که در این بخش میتوان (پروفسور میلتون اریکسون) را نام برد که به عنوان شاهکار دانش هیپنوتیزم اریکسونی حتی قادر بود در بیداری اشخاص را به این حالت هدایت کند و در طی مکالمات و صحبت های خود با سوژه و یا افراد ضمیر خودآگاه آنها را خاموش کند و دستورات را به ناخودآگاه آنان برساند که این نوع از هیپنوتیزم به هیپنوتیزم محاوره ای مشهور می باشد

راز مهم
بله عزیزان شرکت ها و کمپانی های بزرگ از طریق فهمیدن این دستگاه بزرگ انسانی تبلیغات خود را به واسطه ی رسانه ها، رنگهای مخصوص، تن صداها، افراد مشهور و موسیقی و تکرار پیام های خود را به ضمیر ناهوشیار ما می رسانند و ما مجبور به عمل کردن به آنچه در ناهوشیار ما جاسازی کرده اند رفتار نماییم، حال بعد از این توضیحات می توانید به راحتی جواب سوال های پایین را بفهمید
• چرا دخترخانم ها و خانم ها در یک بازده زمانی می خواهند عمل های جراحی زیبایی انجام دهند و هربار نیز احساس ناکافی بودن بیشتر پیدا می کنند و این تغییرات و عمل ها و جراحی ها چرا همچنان ادامه دارد چرا در صورت احساس ناراحتی خرید می کنند؟
• چرا مردان مغلوب شهوت و روابط جنسی متنوع با گرایش های متفاوت شده اند ؟ ریشه ی سرد مزاجی مردها نسبت به همسرانشان از کجا می آید ؟ ریشه تنوع طلبی جنسی کجاست؟ آیا به قول خودشان صنعت پورن، رنگ لباس ها، نوع آرایش در فیلم ها می تواند پیامی به ناهوشیار مردها ارسال کند و قوای جنسی را برانگیخته سازدو باعث تجاوزات جنسی و سوء استفاده های عاطفی شود ؟
• منبع و دلیل این همه تجاوز با محارم، دختران کم سن، و حتی خردسال و خیانت های زن و شوهری از کجا می آید؟
براستی که جعبه ی ناخودآگاه انسانی خصوصی ترین بخش وجودی هر انسانی می باشد که باید حجاب برتن آن کند و مواظبت و مراقبت از این بخش، هوشیاری و زیست ارتقاء یافته و شایسته را به انسان می بخشد، که تمامأ سارقان روان با اسم های متفاوت سعی در پنهان کردن این راز مهم از مردم هستند تا بتوانند جهان را به تاناکورایی تبدیل کنند و جواب افسردگی ها، خودکشی ها، خیانت ها، اعتیادها، بیکاری ها و اختلالات را به گونه ای که خودشان می خواهند به مردم القاء کنند و این همان هیپنوتیزم جهانی می باشد

قصد ما این نیست که در این مقاله از جذابیت های ضمیر ناخودآگاه بنویسیم که این تمرین ها را انجام بدهید تا به ثروت عظیم برسید ! یا این عبارات تأکیدی را تکرار کنید تا همسر دلخواه خود را جذب کنید ! و یا با این حرکت مخصوص بیماری ها را از خود و وجود خود بیرون کنید! بلکه خواننده ی گرامی با خواندن این مقاله، حتی متوجه می شود که چرا خواستار اینها می باشد و به چه علتی این موارد در زندگی او روی نداده است و تا امروز چه باورها و تفکرات و احساساتی را تجربه کرده است و برای تغییر این روند باید چه کاری انجام دهد، مهمترین مسئله در گام نخست و این مقاله آگاهی و شناخت از ضمیر ناخودآگاه و کدهای مخفی القاء شده و مسمومیت باورها و فکرها و احساسات می باشد و سوالات مهم و واکاوی در مورد خود که خواننده را به سطح هوشیاری و تفکر اولیه وا بدارد و در گام های بعدی و مقالات اختصاصی به شیوه و فنون و تکنیک های راحت و کابردی جهت تغییر برنامه های ذهنی و آزاد شدن از حصر خانگی ذهن و حمام فکری و برنامه سازی های جدید برای ضمیر ناخودآگاه می پردازیم و حال در قسمت پایانی توجه شما را به مباحث سوءاستفاده و نفوذ و انواع تأثیرگذاری برای نتایج متفاوت میپردازیم که به چه صورتی از این دستگاه انسانی در جهت مخرب و منفعت طلبی استفاده می کنند.
(سوءاستفاده و نفوذ بر روی ضمیر ناخودآگاه)
متقاعد کردن ضمیر ناخودآگاه با کمک از تصاویر،احساس، و جملات موثر باعث خواهد شد که بتوانیم برنامه های فکری و حسی خود را تغییر دهیم و عملکرد رفتاری ما نیز دستخوش تغییر قرار بگیرد، ولکن لازم نیست برای این ارتباط حتما آیین وسلوک خاصی را که در بعضی فرقه ها و مسالک تعریف شد رو دنبال کنید، بلکه امروزه متدها و تکنیکهای خیلی ساده و سریع برای ارتباط با این بخش عظیم از درون آدمی وجود دارد که میتوان با استفاده از آن به لایه های عمیق ذهنتان سفر کرده و با ایجاد ارتباط و گفتگو باعث تغییرات سریع و قدرتمندی در مواردهای متعدد فکری، حسی، رفتاری و عادات خود نمایید، تمام مسئله این است که چگونه از دخالت و مشورت و نجوای خودآگاه ممانعت کنید تا این ارتباط صورت بگیرد، (خودآگاه از نمیشود، سخت است، فعلا وقتش نیست، بیفایده است، برای من جواب نمیدهد، و جملات منفی قدرتمندی استفاده میکند تا اصل پیامهای اولیه که به ناخودآگاه منتقل کرده است را ایمن کند) و برای حصول به این هدف حتی احساسات ناخوشایندی را همراه با تصاویر ذهنی در شما تولید میکند که باعث جلوگیری و ورود به این دروازه مهم شوید
حال نظر شما عزیزان را به سوال مهمی جلب میکنم، (چگونه شخصی متقاعد میشود برای اهداف یک گروهک، عامل انتحاری بخود ببندد و خود را منهدم و نابود و هلاک سازد؟) در صورتی که همان انسان در چند سال قبل حتی حاضر نبوده یک سرماخوردگی بگیرد و یا برای جوشی در صورت خود انواع پماد و کرمها و نظر متخصصین رو جویا میشود!!!! بله، همانطور که ما میتوانیم برای اهداف مختلفی با ناخودآگاه خود ارتباط بگیریم دیگران نیز میتوانند برای اهداف خاصی ناخودآگاه ما رو برنامه نویسی بکنند و باورها، دیدگاههای مارو تحت تأثیر قرار بدهند و براحتی دیگران رو به قبیح ترین اعمال متقاعد سازند که نه تنها دیگر از آن واهمه وشرم نداشته باشیم بلکه بعنوان یک افتخار به پیشواز آن برویم
موسيقى وتركيب ريتم خاص، جلوه ها، جملات، و معناها که میتوانند براحتی در ناخودآگاه نفوذ کرده و حالات خاص حسی و نگرشی رو بوجود آورند حال تصور کنید این ابزار با استعمال مواد مخدری چون ماریجوانا، شیشه، قرص ، مشروبات الكلى و…… همراه شود. که در این صورت تمام نظام تفکری شخص را شخم زده و چه بسا او را به چه شخصیتی، با چه نگرشی، و عملکردی تبدیل کند که تا سالها و شاید تا پایان عمر خود نیز متوجه نشود چه بر سر زندگی اش آمد!!

و همچنین نقش مجموعه سریالها و فیلمهای که در فصلهای طولانی دنبال میشوند و بی خوابی و انتظار برای فصل جدید تماما باعث باز شدن ناخودآگاه شخص جوان، و برنامه گیری و دریافت داده های ذهنی جدید در او خواهد شد و چه علایقی و باورهای و خلقیاتی که در اثر این انتظار و حکاکی بوجود نمی آید!!
ساخت تبلیغات والگوها برای فروش محصولات، زیبایی پوست، عملهای زیبایی، یا فروش هر وسیله ای با کمک از تبلیغاته هنرمندان، ورزشکاران، و چهره های محبوبی که این تبلیغاتها را بصورت ناخودآگاه و در قالب پیام به مخاطب و بیننده منتقل میکنند که در این صورت ذهن ناخودآگاه، کاریزما و محبوبیت فلان هنرمند را با محصول و یا هر وسیله و تجارتی پیوند زده و ذهن ناخودآگاه مخاطب را براحتی مجاب به خرید و تهیه و عمل بر اساس آن میکند و این همان بخش اعتبار سازی بصورت ناخودآگاه و برنامه نویسی کردن انسانها بر اساس شهرت، قدرت، و چهره های محبوب میباشد

براستی با این اوصاف که حتی 90 درصد از آن گفته نشده، چه چیزی از یادگیری و خرد و دانش و داشتن تفکر انتقادی مهمتر میباشد؟ جای که زیست انسانی بر مبنای هوشیاری و مهارتها باشد و این تلاش برای رباتیک کردن انسانها بی نتیجه بماند، جای که تفکر عمیق بجای پس زمینه های ناپیدا نظاره گر شود، و تحول و توسعه و رشد انسانی بر مبنای عموم گرایی و خارج شدن از فردگرایی و هرگونه نژاد پرستی، تعصب و طبقه بندی انسانی صورت پذیرد، وشأن وحدود و تعادل موجب اتحاد و یکرنگی و همزیستی در کنار نیک زیستی و بهزیستی بهترین ارمغان و دستاورد بشریت بشود، و این مختصر اشاراتی بود بر نقش ضمیر ناخودآگاه و ارتباط با آن، ای عزیز یا ذهن و روانت را برنامه نویسی کن و از خویشتن غافل مشو و هوشيار زيستن را در وجودت جاری کن یا در باتلاق برنامه نویسان ذهنی هر روز به شیوه ای با درد و بیماری و غفلت مجبور به سپری عمر خواهی بود، و این اندک اشاراتی در مورد گفتگو با ناخودآگاه در خدمت خواننده گرامی بود، که به امید خداوند در دیگر مقالات اختصاصی و پادکستها شیوه و آموزش گفتگو و برنامه نویسی ناخودآگاه را جهت هرگونه تغییر، و قدرتهای شگفت انگیز ذهنی، و کاربردی، و سريع، جهت آموزش علاقمندان خواهیم گذاشت و به اطلاع اعضاء خواهیم رساند.




26 پاسخ
عرض سلام و خدا قوت
بسیار عالی و مفید بود.
به نکات خیلی مهمی اشاره شد . ممنون از مقاله پربار و اثر بخشتان
موفق و پیروز باشید.
سلام ممنون از نظر شما استاد نافضی عزیز وبزرگوار
عرض سلام و درود خدمت شما استاد بزرگوار جناب آقای جلال زاده عزیز،برادر مقالتون به حدی پرمحتوا و ارزشمنده که من بارها خوندمش با اجازتون،فقط در مورد مدیتیشن های طولانی مدت خواستم تجربه ای که اخیرا از یکی از اساتید محترم داشتم را خدمتون عرض کنم،چون نوشته بودید که از آنها مطمن نیستید،اتفاقا این استاد بزرگوار در طی ۱۰ روز در یکی از تالارهای کوهستانی به اتفاق ۹۹ نفر دیگه به این مدیتیشن پرداخته بودند،روزانه ۳ پارت،اونهم در ۳ ساعت)که البته میگفتن هر ۵۰ دقیقه یکبار(آنتراکت ۱۰دقیقه ای)داشتند.
ایشون از سختیهای این ساعات طولانی تو برنامه لایوشون میگفتن که چقدر جسم و ذهنشون تحت فشار بودند(چون بدن در این حالتها بسیار بی قرار میشه،مثلا میگفتن زمانی که به مرحله برون ریزی رسیده بودند(بعلت گریه کردن شدید همزمان با اشکها، آب بینیشون هم راه میگیره،و شخصی که در حال مدیتیشن هست،چون حق قضاوت نداره بنابراین نمیتونه کوچکترین حرکتی به بدنش بده تا مانع اون شرایط بخوادبشه و….
اما ایشون میگفتن از این سفر درونی در نهایت من به این رسیدم که(این نیز میگذرد)پس درس بزرگی که من از این تمرین ذهنی گرفتم “صبر” بود که جایگاهش تو زندگی من واقعاخالی بود.
بنظرم رسید این تجربه که وقتی خودم شنیدمشو درکش کردم رو با دوستان عزیز به اشتراک بذارم،چرا که هر گاه به شرایط اون بانو فکر میکردم با خودم میگفتم :واقعا چطور تونسته تحمل کنه؟
و اما از شما بسیار سپاسگزارم بخاطر مقاله پر مغز و عالیتون ،موفق باشید استاد بزرگوار🙏🌹
سلام ممنون از دیدگاه وتجربه ارزشمندتون، بله مراتب داره وصرفا نشستن ونفس کشیدن ویکم آسودگی خیال رو مدیتیشن نمی گویند
سلام و عرض خسته نباشی.ممنون از مقاله بسیار ارزشمندتون
سلام ممنونم آقای حسینی عزیز از دیدگاه و نگاهتون
سلام بسیار عالی و مفید
ممنون از نکات کامل و جامع تون
سلام ممنونم از دیدگاه ارزشمندتون
سلامخسته نباشد بسیار با مفهوم و عالی بود ممنون از نکات و مفاهیم خوبتون
ممنون وتشکر از شما
سلام و خسته نباشید استاد عزیز مطالب بسیار مفید و خیلی آموزنده بود ممنون ❤👍
با عرض سلام وتشکر از شما
سلام بسیار و خسته نباشید استاد عزیز مقاله بسیار زیبا و ارزشمند بود ممنون
سلام ممنونم از دیدگاه ونظرتون
خسته نباشید خیلی عالی و مفید بود
سلام ممنون از شمابزرگوار
بسیار زیبا و لذت بخش بود خسته نباشید استاد عزیز
سلام ممنون از دیدگاه ارزشمند شماعزیز
سلام و خسته نباشید به استاد عزیز مقاله بسیار جالب و ارزشمند بود خیلی خیلی مطالب جالب و مفیدی بود ممنون ❤
سلام ممنون از صرف وقت ودیدگاه ارزشمندتون
سلام بسیار مفید و جالب بود استاد عزیز ❤
سلام ممنون از شما بزرگوار
سلام و خسته نباشید به استاد عزیز مقاله بسیار جالب و ارزشمند بود خیلی خیلی مطالب جالب و مفیدی بود ممنون ❤
سلام ممنون از شما بزرگوار
سلام خسته نباشید بسیار ارزشمند و مفید بود
سلام ممنون از دیدگاه ارزشمندتون