مخاطب گرامی در این مقاله سعی بر آن شده است افکاری را که بعد از اتمام یک رابطه به سراغ شخص می آید را بنویسیم تا هر آنچه که در فرآیند اتمام یک رابطه بعنوان افکار خود را نمایان میسازد را بشناسیم و نسبت به آن آگاهی داشته باشیم و در تله اوهام وتصورات گرفتار نشویم زیرا در همان هنگام احساس دلتنگی، مرور خاطرات، و فضا و زمانی را که به شخص اختصاص میدادیم و تمام حالات انتظار برای دیدن ویا بیرون رفتن و اوقات شاد و تلخ در شخص ایجاد یک نوع سرگرمی وخودمشغولی کرده و حال زمانی که این رابطه فارغ از طول ومدت زمانش اتمام میابد، تمام این سرگرمی ها، اختلافها، خاطرات، فرو میریزد و فضای خالی در عمق ذهن شخص وابسته ایجاد مینماید که تولید احساسات دردناک عاشقانه، بیقراری، خشم، بی خوابی و حتی در مواردی که شدت عواطف شخص شدیدتر میباشد، افکار خودکشی، ویا هر گونه آسیب نیز ظهور میابد

و در این هنگام مغز وذهن برای بقآء و متعادل سازی درون آشفته و احساس ترس و استرس واضطرابی که در بدن رخ میدهد، چاره اندیشی میکند و افکاری را که باعث آرام سازی میشود را بازسازی و طراحی می نماید و درست در همان هنگام تمام بخشهای درونی شخص بصورت نجواهای ذهنی شروع به گفتگو مینمایند، و این ترافیک ذهنی بصورت درد وبیقراری و گریه و حالتی از فقدان وسوگ عاطفی بر شخص چیره میشود
و حال ما در این مقاله جهت آگاه سازی عزیزانی که قصد اتمام یک رابطه را دارند یا ارتباط آنها از طرف معشوقه خود قطع شده است، افکاری را که به احتمال زیاد مانند یک الگو در افراد وابسته خود را نشان میدهند را مینویسیم تا دوست وابسته ما آن را اختصاصی ومنحصر بخود نبیند و آمادگی مقابله با این افکار وشناسای آنها را داشته باشد و بتواند در این پروسه با شناخت از این مدلهای فکری بیرون آمده و این دوره را بخوبی سپری نمایید
Table of Contents
Toggleافکارهای بعد از جدایی
انکار ذهنی_شک_امیدواری
در این مرحله ذهن شخص وابسته باور نمیکند که این رابطه به اتمام رسیده است و بهر شکلی منتظر خبری از جانب معشوق و سرگیری مجدد رابطه میباشد و شاید بعلت اینکه در گذشته این رابطه چندین بار اتفاق افتاده باشد که بعد از پایان دادن به این رابطه باز نیز از طرف معشوقه یا تلاشهای خود این رابطه مجددا شروع شده باشد، بهمین علت ذهن شخص وابسته در مرحله اول باور به اتمام این رابطه ندارد و حالتی از انتظار از خبر و تلاش و بازگشت معشوق را در ذهن می پروراند
و در صورتی که خبری از بازگشت و تماس و پیگیری معشوق نباشد، آرام آرام کلافگی، اندوه، وحالتی از بیقراری فرد را در خود میگیرد
و بناچار ذهن برای خروج از این مرحله راهکارهای را پیش نهاد میدهد که ما بعنوان نمونه به چند تا از آنها اشاره میکنیم
♦ برو یک استوری بزار ببین بهش نگاه میکنه! استوریت معنی دار باشه هااا
و در همین هنگام یک بخش از درون صداش در میاد، ولی یه چیزی بزار که فکر نکنه محتاجشی وبرای اون استوری گذاشتی!
در همین هنگام بخشی دیگری از درون به صدا در میاد، یه چیزی بزار دلش بحالت بسوزه، بفهمه کی رو از دست داد!
و بهرحال در این بخش سعی بر آن میشود که از طریق نکته ای، عکسی، پروفایلی، دل نوشته ای، خود را یادآوری کنیم و بصورتی واکنش در دیگری ایجاد کنیم تا غیر مستقیم دوباره به رابطه برگردیم
و هنوز امید به برگشت و ایجاد دوباره همین رابطه را در سر داریم و بحالتی منتظر و پر از شک یا گیج شدن، دچار تشتت افکار میشویم، ودر صورتی که جوابی از استوری، یا آخرین پیام و وصیت عشقی که برای معشوقه خود فرستاده ایم را نگیریم، بی تاب، بدخلق، بدحال میشویم
منظور از وصیت عشقی همان پیامها و حرفهای هستند که به بهانه بزار آخرین حرفهایم رو بزنم و بریم میباشد که دقیقا تلاشی برای ایجاد ارتباط مجدد وتجدید نظر معشوق میباشد که به انگیزه برگشت و پشیمانی معشوق بر زبان یا در قالب پیامهای میزنیم تا ایجاد حس گناه و پشیمانی را در معشوق ایجاد کنیم

دوستان گرامی حال به نسبت نوع شخصیت هر فرد در پروسه وابستگی میتواند مراحل اتمام رابطه به این ترتیب ونظم نیز رخ ندهد ولی سعی ما بر آن بود که بصورتی این مقاله نوشته شود که تقریبا بتوان هر نوع شخص وابسته عاطفی از آن استفاده نماید، زیرا الزامی در ترتیب مراحل آن وجود ندارد و میتوان در شخصی مرحله اول بصورتی دیگر باشد ولی در همان قالب، یعنی تلاش فرد از طریق استوری و پروفایل وپیام نباشد بلکه از شخص سومی برای انتقال پیامش استفاده نماید
خود مشغولی و کارآگاه بازی
شخص وابسته که نمیتواند بپذیرد این رابطه به اتمام رسیده است و دلایل اتمام رابطه از طرف معشوق برایش کافی که چه عرض کنم اصلا مسخره بنظر میاد،و درصدد کشف یک راز پنهان میباشد تا اصل حقیقت چرا با من کات کرد را بیابد، در نتیجه به گزینه ها وموارد زیادی جهت کشف این جدای فکر خواهد کرد که ما به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم
♦ معشوقه قدیمی اش بازگشته!
♦ با یک نفر دیگه دوست شده!
♦ کسی پشت سر من حرفی زده!
♦ فلانی حسودی میکرد برامون دعا وجادو زدن!
♦ من براش دیگه جذابیتی نداشتم!
♦ خرش از پل گذشت!
♦ فلانی فامیل اونها هستش و منو میشناسه، اون حرفی زده؟ پیشنهادی داشته!؟
♦ رفتارهای من، باعث این شده از چشمش بیفتم؟
♦ همه چیز خوب بود چرا یکدفعه اینجوری شد؟
♦ خانواده اش کسی رو براش پیدا کردن، یا فلان دوست موذی وعوضیش!!
و دوستان گرامی در این بخش سوالهای متفاوت در ذهن شخص وابسته طرح میشود که در هر تایمی یکی از آنان را میپذیرد و نتیجه میگیرد و بعد دوباره آن را نفی میکند و این الگوی طراحی سوال برای کشف این راز بزرگ! ادامه پیدا میکند
و حال شاید بطور واقع یکی از این موارد نیز درست باشد که ما در این مقاله به تحلیل چرایی آنها ویا درست وغلط بودن این موارد ونوع رابطه کاری نداریم، بلکه فرآیند ذهنی و تفکری یک شخص وابسته هنگام قطع یک رابطه ونوع افکار برخواسته بعد از جدایی را بررسی میکنیم
کنترل کردن
در این بخش شخص وابسته از طریق پیگیری های نامحسوس از طریق دوستان یا شبکه های مجازی، سعی در پیگیری کارها و فعالیتهای معشوقه خود را دارد تا از این طریق بتواند متوجه شود که داستان جدایی وقطع رابطه منشأش از کجاست، زیرا شخص وابسته
♦ ساعت آنلاین شدنهای معشوقه خود را بررسی میکند
♦ از طریق دیدن استوری یا پروفایل در شبکه های مجازی سعی در فهمیدن حال معشوقه خود مینماید، واینکه منظورش از اون عکسی که گذاشت چی بود؟
♦ چرا در اون عکس پیراهنی که من براش خریدم را پوشیده بود؟؟
♦ این متن وشعری را که گذاشته بود، آیا منظورش من بودم یا برای یک نفری گذاشته!؟
♦ سوال پرسیدن از طریق دوستان مشترک
♦ کنجکاوی در مورد اینکه الان کجاست و اصلا چرا فلان کافی شاپ رو دیگه نمیره، یا الان باید باشگاه یا خیاطی باشه، چرا امروز نرفته، چرا رفته دیر برگشته!
و در هر خبری صد سوال وخبرهای در ذهن شخص وابسته در رفت وآمد وتأیید ونقض بوجود می آید و در همین بازده زمانی همراه با این تلاشهای خود آزار گرایانه شخص وابسته، باورهای اشتباهی در قالب افکار نیز خطور پیدا میکند که شدت این درد وبیقراری را بیشتر مینماید که ما بطور مثال به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم

♦ من دیگر هیچکس را مثل اون پیدا نمیکنم اصلا هیچکسی نمیتواند جای او را بگیرد!
♦ زندگی بدون اون بی معناست!، هرجا که میرفتم فقط با اون خوش می گذشت، دیگر بدون اون هیچ جا نمیتونم برم چون هیچ چیزی بدون اون لذت نمیدهد!
♦ فقط اون منو بلد بود!
♦ فقط اون میتونست اینجوری شوخی بکند!
♦ فقط اون میتونست منو حمایت بکنه یا از من مواظبت بکنه!
و یک دنیا فقط اون….
و باز در این مراحل که تمام این نجواها و افکار که همراه احساسات غمگین وتلخ میباشد، همان ذهن با آن حجم از درد ایده های خود را ارائه میدهد، که ما به چند نمونه از آنها اشاره میکنیم
♦ یک فال قهوه بگیر ببین برمیگرده، یا با کسی وارد رابطه شده است؟
♦ چرا به فلانی نگم یک دعای برگشت معشوق تضمینی برام بزنه!!؟
♦ فردا عید یا روز تولدشه، یک پیام براش بفرستم؟ سبک نمیشم؟ غرورم نمیشکنه؟ اگه بد جواب داد چی؟ اگه جواب نداد چی؟
♦ خودم رو غمگین و مریض نشون بدم، ناراحتم میشه؟
♦ شاد وموفق بنظر بیام احتمال داره برگرده؟
♦ یعنی اون اصلا بمن فکر نمیکنه؟ بمن فکر میکنه؟
♦ دلش برام تنگ نشده؟ اصلا تو فکر من هست؟ یا اصلا براش اهمیتی ندارم؟

دوستان عزیز مطالب بالا گوشه ای از افکار و الگوهای هستند که یک شخص وابسته هنگام قطع ارتباط از معشوق خود آن را تجربه و سپری مینماید، وگاها موارد دیگری نیز را میتوان به این لیست اضافه کرد، که ما در این مقاله سعی بر شناخت کلی از افکارها و رفتارهای یک شخص وابسته بطور کلی کردیم وگرنه بطور مثال، تماس گرفتن به بهانه خوابت را دیدم نگران شدم یا فقط خواستم بفهمم شکر خدا حالت خوبه
و از این دسته افکار نیز به فراوانی در الگوهای وابستگی وجود دارند که ما در هر بخش فقط به چند نمونه جهت آگاه سازی دوستانی که در این پروسه میباشند اکتفا کردیم و عزیزانی که در این فرآیند وابستگی و جدایی هستند میتوانند بعد از مطالعه این مقاله، در همین سایت به مقاله تکنیک رهایی از وابستگی عاطفی با Nlp
یا مقاله رهایی از وابستگی عاطفی با تکنیک ارتباط با ناخودآگاه رجوع کنند و یا پادکستهای که بطور اختصاصی برای این عزیزان جهت رهایی از این برهه عاطفی با کمک از قویترین تکنیکهای خودهیپنوتیزمی و یا ان ال پی و دیگر تکنیکها و اطلاعات ناب ومهم در مورد ضمیر ناخودآگاه و پاک کردن برنامه های ذهنی و پایان بخشیدن به این پروسه دردناک میباشد رجوع کنند



