بعد از یادگیری دانش هیپنوتیزم، واشتیاق برای هیپنوتیزم کردن افراد، متوجه خواهید شد که نمیتوانید هر کسی را به خلسه هیپنوتیزمی در بیاورید، و احتمالا چون آماتور وتازه کار هستید مأیوس و ناامید شوید و همیشه ترس این را داشته باشید که در جای بخواهید شخصی را هیپنوتیزم کنید و یا فردی از شما این تقاضا را داشته باشد لکن بعلت اینکه میترسید که نتوانید اینکار را انجام دهید از انجامش خود داری کنید
پس لازم هستش، قبل از اینکه بدنبال هیپنوتیزم کردن افراد بروید، اطلاعات مهمی را در مورد هیپنوتیزم، سوژه، ومکانیسمهای دفاعی بدانید

Table of Contents
Toggleهیپنوتیزم
گاه تعریف و برآوردهای اشتباه از یک موضوع، یا دانش، یا مهارت ویا هر حرفه ای، باعث نتایج اشتباه وانتظارات غیر واقعی خواهد شد.
هیپنوتیزم حالت همکاری ما بین هیپنوتیزور وسوژه میباشد، نه نبرد قدرت و چالش من تو را خواب میکنم!
پس هر زمانی هیپنوتیزور به شکلی عمل نماید که فرآیند هیپنوتیزم و خلسه را خود به تنهایی جلو میبرد و در حالت اثرگذاری بروی شخص میباشد باید متوجه بزرگترین اشتباه او شد که همین اشتباه باعث تظاهر به خوابیدن سوژه، به خواب نرفتن، ایجاد حالتهای تدافعی و برانگیختن مکانیسمهای دفاعی در سوژه میشود و بعد از آن جلسه خواهد شنید که من خواب نبودم و تمام دستورات را خودم انجام میدادم!
پس اولین و مهمترین بخش از هیپنوتیزم، واداشتن نیروی همکاری ومشارکت وایجاد تمایل سوژه میباشد، نه ایجاد حالت رقابتی غیر مستقیم ویا مستقیم ببینم قدرت خواب کردن من را دارد!
پس اولین مکانیسم دفاعی، از همان ابتدا شروع میشود که من چه تعریفی و چه توضیحی را در مورد هیپنوتیزم به گوش سوژه و یا شخص میرسانم
آیا او را برای نبردی با انرژی ها و قدرتهای درونیم دعوت میکنم؟
آیا پس زمینه ها و تبلیغات و شایعاتی و دروغهای را که در مورد هیپنوتیزم شنیده است را برایش شرح داده ام، یا هیپنوتیزم را با یک دنیا ابهام و ترس و دلهره وداستان میخواهم با او شروع کنم؟
آیا سوژه هیپنوتیزم را بدین گونه فهمیده است که وارد بیهوشی کامل میشود وهیچ تسلطی دیگر بروی خود و رفتار و ذهنش نخواهد داشت
و تمام اسرار و افکار واعمالش در اختیار هیپنوتیزور قرار میگیرد؟
آیا سوژه فکر میکند که امکان دارد از خواب هیپنوتیزمی بیدار نشود و از این قبیل داستانها را بارها در مجالس ومحافل شنیده است؟
و آیا شما فکر خواهید کرد با این ابهامات و سوالها و ترسها، میتوانید اشخاص را در هرکجا وبا هر شرایطی به خواب هیپنوتیزمی
قرار دهید؟

بنابراین شفافیت و ایجاد کردن پل ارتباطی عمیق با سوژه، اولین گام در شروع یک هیپنوتیزم موفق میباشد
جای که هنگام مکالمات اولیه با سوالات حرفه ای وسطحی نظر و تفکر سوژه را در مورد هیپنوتیزم جویا میشویم و این آغاز یک ارتباط دو طرفه میباشد
پس در مرحله اول بنابر آنچه گفته شد، با سوالاتی از این قبیل
آیا تا بحال اسم هیپنوتیزم را شنیده ای؟
آیا تا بحال هیپنوتیزم شده ای؟
آیا در مورد هیپنوتیزم اطلاعاتی داری؟
و به نسبت جوابهای سوژه،هیپنوتیزور باید ابهامات، ترسها، احساس اینکه کنترلش دست خودش نمی ماند، و شایعات و ترسهای سوژه را به آرامی پس براند و ذهنیت اولیه وفعلی سوژه را آماده و در حالت راحت و ریلکسی قرار بدهد
ویادآوری این موضوع که تو کاملا هوشیار می مانی، وخواب وبیهوشی قرار نیست اتفاق بیفتد، واتفاقا ذهن و افکار تو تیزتر، هوشیارتر و متمرکز تر خواهد شدو تمام اتفاقات را با کمک تو پیش میبریم و هرکجا تو همکاری نکنی، همانجا هیپنوتیزم تمام میشود! و این سبک از گفتار برای رفع مکانیسم ترس وتظاهر وایجاد حس امنیت در سوژه ایجاد کرده، و او را به همکاری تشویق میکند
یادآوری این مسئله که انسانهای باهوش بهتر وارد حالت هیپنوتیزمی میشوند، تا سوژه در این دام فکری خود را گرفتار نبیند که حتما من ضعیف وبی اراده هستم که میخواهند هیپنوتیزم شوم!
سوژه های حساس، یا افرادی که استرس واضطراب عمیق دارند و یا بهر شکلی از جریان هیپنوتیزم شدن میترسند، قبل از هر شروعی باید بواسطه آموزشهای بالا، شفافیت، اعتماد، اطمینان، لزوم همکاری دو جانبه، رفع شایعات برای آنها صورت بگیرد تا از مقاومتشان در مقابل هیپنوتیزم شدن شکسته شود و به شکلی خودآگاه آنها را متقاعد کرد که در تمام مراحل هیپنوتیزم، اراده و هوشیاری شما مثل الان باقی می ماند و هیچ تسلط و حالت غالبی وجود ندارد که بتواند خارج از اراده شما کاری انجام دهد
در روشهای هیپنوتیزم غیر آمرانه برای سوژه های که مقاومت ترس، تظاهر، و مقاومت در مقابل تستهای هیپنوتیزمی از خود نشان میدهند، توضیح این مسائل خود به تنهایی آنها را وارد سطح یا مرحله اول هیپنوتیزم میکند!
به آن شرط که سوژه متقاعد شده باشد، هیچ قدرت وتسلطی بر او حاکم نمیشود و او در امنیت کامل قرار میگیرد
و افرادی که در فرآیند هیپنوتیزم شدن از تظاهر به خوابیدن استفاده میکنند،آنها نیز دوست دارند که قوای هوشیاریشان گرفته نشود، و بر خود مسلط باشند که میتوان از همان حالت تظاهر آنها برای ورود به خلسه هیپنوتیزمی استفاده کرد
به این صورت که در جریان هیپنوتیزم آنها، با استفاده از جملات و تلقینات بارها به شیوه های متفاوت یادآوری میکنیم که همه چیز در اختیار خودت میباشد، تو نسبت بهرچیزی آگاه وآگاهتر میشوی! تو کاملا بر اوضاع فکری خودت و بدنت مسلط هستی! تو ذهن قوی و پویایی داری!

واگذاری قدرت و تسلط و انجام کار به خودشان، باعث میشود که خود سوژه، خود را وارد حالت خلسه نماید، وبا انجام تلقیناتی که خودشان در ساخت آن دست داشته باشند این باور را ناخودآگاه در آنها ایجاد میکنیم، که هر کاری که انجام میگیرد، از نبوغ و تمرکز و هوش وتسلط وقدرت خودت میباشد!
و حتی یک هیپنوتیزور ماهر باید در مقابل سوژه های حساس که ترس و یا تظاهر و استرس و یا هر حالت دفاعی که ریشه آن برگرفته از ترس وکنترل وتسلط باشد باید به گونه ای رفتار نماید که این امر را ساده وشوخی وراحت قلمداد کند و حتی از زبان بدن و ژستهای معمولی استفاده کند تا سوژه معمولی وعادی بودن هیپنوتیزم را حس کند، ولی برعکس هنگامی که هیپنوتیزور بحالت جدی وخشم و آمرانه و دستوری وبا لحن جدی و زبان بدن مرموز صحبت وعمل نماید، بطور حتم فرآیند هیپنوتیزم با شکست مواجه میشود
گاهی اوقات قبل از شروع به هیپنوتیزم همچین سوژه های، تعریف کردن یک لطیفه یا جوک، و ارتباط گیری و یا به خنده انداختن سوژه باعث فرو ریختن تمام مکانیسم دفاعی او خواهد شد، پس در اینجا مهارت تشخیص ونوع عملکرد هیپنوتیزور میباشد که تعیین میکند سوژه بخواب فرو رود یا نه!
ترس از هیپنوتیزم شدن میتواند عاملهای متفاوتی داشته باشد
بطور مثال
ترس از دست دادن اختیار
ترس از فاش شدن اسرار
ترس از نمایشهای هیپنوتیزمی ومسخره شدن توسط بقیه!
ترس از بیدار نشدن!
ترس از حالت هیپنوتیزمی که قرار است من کجا برم و در چه حالتی قرار بگیرم!
تداعی داستانهای غیر واقعی دیگران در ذهن سوژه و ترس از آنها!
ترس از تجاوز!
ترس از خروج روح از بدن!
ترس از اینکه اگر من هیپنوتیزم بشوم پس بی اراده وضعیف هستم!
و تمامی مکانیسمهای ترس در بالا را میتوان به کمک اصلهای گفته شده در این مقاله رفع کرد و سوژه خود اشتیاق هیپنوتیزم شدن را داشته باشد
زیرا تمام گره ها و احتمالات ذهنی و باورهای اشتباه او توسط هیپنوتیزور مستقیم وغیر مستقیم رفع شد
پس دیگر دلیلی برای مقاومت وجود ندارد، زیرا ترسی وجود ندارد
هیپنوتیزم را از حالت ماورائی بودن از ذهن سوژه خارج کنید، ساده انگاری و بدون فشار وجدیت خاص کار کنید، برای تشخیص ترس، بنحوه تنفسها و حرکات غیر ارادی سوژه توجه کنید، برای تشخیص تظاهر از میزان سرعت پاسخ دهی به تلقینات از جانب سوژه توجه نماید
من هیپنوتیزم نمیشوم!
شاید بعنوان یک هیپنوتیزور بارها این جمله رو از افراد شنیده باشید که من هیپنوتیزم نمیشوم، فلانی خیلی خواست من را هیپنوتیزم بکند ولی نتوانست!
مخاطبان گرامی اهمیت یادگیری هیپنوتیزم اصولی وعلمی وتفاوت آن در همین موضوع میباشد، زیرا هنگامی که یک هیپنوتیزور حرفه ای با این جمله روبرو میشود، میداند که مکانیسم دفاعی قدرت طلبی در فرد فعال و باید به چه شیوه ای آن را خنثی سازد، پس هیپنوتیزم صرفا تن صدا را آرام کردن و روانه سازی جملات نرم و تلقینات رگباری نیست، بلکه نحوه درک سوژه و راه همکاری و اتصال با ناخودآگاه او و خاموش کردن خودآگاه او میباشد، در نتیجه یک هیپنوتیزوره کار بلد، باید مکانیسمهای دفاعی را بتواند در سوژها تشخیص و آن را خنثی سازد تا یک هیپنوتیزم موفق و راحت داشته باشد
مخاطب گرامی در این مقاله سعی شد مکانیسم دفاعی ترس و تظاهر را در سوژه های هیپنوتیزمی مورد بررسی قرار دهیم که بعنوان یک عامل ومانع برای حالت هیپنوتیزم پذیری اشخاص عمل مینماید، در دوره های هیپنوتیزم حرفه ای به تمامی مکانیسمهای دیگر که افراد هنگام هیپنوتیزم شدن از خود بروز میدهند میپردازیم که با یادگیری این فصل مهم واساسی در هیپنوتیزم شما قادر خواهید بود تقریبا تمامی افراد را به استثناء موارد خیلی خاص را، وارد خواب هیپنوتیزمی قرار دهید.



