پاره ای از اوقات تجربه کرده ایم که وارد یک حس و تفکری میشویم، که خودمان را نسبت به دیگران، موقعیتها، امکانات، خاطرات، امتیاز دهی میکنیم و در نتیجه این قیاس ذهنی به این نتیجه میرسیم که ما خیلی بدبختیم، خیلی دنیا با ما بد تا کرده است، تقریبا کسی پیدا نمیشود که اندازه من بی نتیجه مانده باشد، من هیچ ویژگی درستی ندارم، و چند تا مثال دیگر هم برای اعتبار بخشیدن به این فکر پیدا میکنیم و در نتیجه با قبول کردن این افکار و گرفتن احساس هم تراز با آن، پا به ورطه خودکم بینی میگذاریم و شکل گیری آن را شروع میکنیم همانطور که در مقاله NLP چیست به اختصار شرح دادیم برای اینکه به هر شخصی با هر ویژگی تبدیل شویم لازم است که الگوهای فکری، حرکات، و اعمال آن شخص را پیدا و دنبال و درنهایت تقلید کنیم، یعنی همان مدل سازی

مد نظر داشته باشیم که گاها ذهن بطور خودکار این کار را بعهده خواهد گرفت و ناخواسته بدون آنکه متوجه شویم که این یک تله و کارکرد اتوماتیک بدون اجازه ی ما میباشد، خود شروع به فعالیت های منفی خواهد کرد
چگونه؟ بطور مثال، ما در وضعیت و موقعیت های در زندگی، دچار شکست یا نتیجه نگرفتن و یا بر اساس تجربیات تلخ و ناکامیها و خاطرات، وارد حالتی از غم و پریشانی قرار میگیریم و در آن وضعیت ذهنی و حسی، متا منفی ها و یا افکارهای غلیظ منفی و باورهای اشتباه ورود میکنند و به سادگی در ما شروع به حرکت و جهت دهی افکار و احساساتمان میکنند
بطور مثال، ترس از انجام هر کار و فعالیتی، و قبول نکردن هر مسئولیتی، بعلت باور به شکست، و خودکم بینی شکل گرفته ی درونیمان که برای ما تعریف و توضیح برنامه ای منفی ساخته است، که ما ناخودآگاه فقط در فکر شکست و ترس از شکست خواهیم بود و طبق این برنامه که به ذهن ما داده شده است، ما توانایی انجام کارها را نداریم، و همیشه فکر خواهیم کرد که دیگران از ما بهتر هستند!
انگار در هر موقعیت و شرایطی، شخصی داخل ذهن ما نشسته است و مدام ما را از طریق مقایسه کردن با افرادی که میشناسیم در کفه ترازو قرار میدهد، و فریاد میزند، نه تو نمیتوانی، فلانی میتواند و از طریق برجسته کردن افراد، حس بی فایده بودن، کم بودن نالایق بودن، را انتقال میدهد.
بر همین منوال اقدامات شخصی در زندگی ما کمرنگ میشود، و اظهار و ابراز وجود در ما هر بار پایین تر خواهد آمد گاها حتی خود را مزاحم و اضافه میبینیم و برای اینکه در جمعی یا مکانی مورد تأیید و توجه قرار بگیریم، از الگوی بیش از حد احترام گذاشتن استفاده میکنیم، و قدرت نه گفتن بشدت در ما کاهش پیدا میکند، و از طریق باج دادنهای عاطفی و تایید کردن هر نظریه ای، و عقیده ای سعی در پنهان ساختن و پوشش دادن به خود کم بینی واقع در درونمان را داریم
وحتی بعضی از اوقات از مکانیسم دفاعی همه چیز دانی استفاده میکنیم، تا بطور موقت اثبات کنیم که ما خودکم بین نیستیم، و برعکس حالت اول این بار در هر مسئله ای دخالت میکنیم و دوست داریم برای اینکه خود را اثبات کنیم، به گونه ای که دیگران را متوجه قدرت خود نماییم و اینکه آنها متوجه خود کم بینی ما نشوند، خود را بقولی آچار فرانسه هر پیچ و مشکلی برای آنان در میاریم، تا در نتیجه تشویق و تأیید، حس خودکم بینی خود را خاموش کنیم ولی متاسفانه باز در تنهایی خود، و هنگام مواجه با خود، احساس بی ارزشی و کم بودن را دوباره بیشتر حس میکنیم

و این روند تا جای پیش میرود که نگرش ما نسبت به زندگی و انسانها نیز تغییر میکند، مثلا برای آرام تر شدن فاصله میگیریم!، دیگران را لقب گذاری میکنیم!، جهان و چرخش را کثیف و کبود میبینیم!، بر روی تاریکی ها و اتفاقات تلخ و اعتمادهای از بین رفته و شکست بیشتر، صحبت میکنیم!، و از این نوع دیالوگها یا جمله بندیها استفاده میکنیم، هیچکس دیگری را درک نمیکند!، هر کسی بفکر خودش میباشد!، پول و موقعیت نداشته باشی کسی بحرفاتم گوش نمیکنه!، و فارغ از درست و غلط بودن این موارد، ذهن والگوهای زبانی به سوی این انحطاط برنامه ریزی میشود !
خود کم بینی میتواند به دو صورت خود را در افراد نشان بدهد
1- قبول کردن من کافی نیستم و انجام رفتارهای در این مسیر
2- دفاع اجباری و توهم همه چیز دانی و ابراز وجودهای سمی و خطرناک یا حداقل آسیب زا
که در گزینه دوم میتوان ریشه بسیاری از اعتیادها را فهمید، روابطهای ناسالم را متوجه شد، و حتی جنایات و بزههای که در سطح جامعه شاهد آن هستیم، میتواند برگشت به من کم هستم کسی مرا نمیبند، داشته باشد. پس اساسا یک خودکم بین، مشکلش در معرض دید نبودن خودش و مهارتهایش میباشد و نداشتن چیزی قابل عرضه، زیرا برآشفتگی حاصل از آن گاها برای دیده شدن میتواند تبعات سنگینی داشته باشد بطور مثال توجه بفرمایید به دختر خانمی که این مسئله را دارد، و در سن خاصی میباشد، و در همین هنگام شخصی به او پیشنهاد دوستی میدهد و خیلی راحت متوجه ضعف خودکم بینی این خانم میشود ! چه سوء استفادههای که شکل نمیگیرد ! و خانم جوان دقیقا در ذهنش تصور میکند که در بهترین جا قرار گرفته ام، من رو دوست داره، بمن علاقه داره منو زیبا میبینه با من زود زود تماس میگیره، واای برای من کادو خرید!!! و اصلا جای برای تفکر و تحقیق در مورد این شخص در ذهن و مغز کار نخواهد کرد، زيرا مسئله ومشكل من دیده شدن بود، من خودم را کم میدیدم، و همینجاست که شکستها و اتفاقات ساخته میشوند !
مخاطبان گرامی، مسائل درون فردی را، نمیتوان با مورد گردی بیرونی بهبود بخشید! زیرا خود کم بینی نگرش و تغییر حالت ذهنی وحس من بر اساس باورهای که پیدا کرده ام میباشد، لذا در مواجه با این مسئله تنها کمکی که میتوانم بخودم داشته باشم، و از این برنامه ذهنی ثبت شده خارج شوم، تغییر و برنامه نویسی جدید ذهنی و حل این مشکل بصورت درونی میباشد
وگرنه همین دختر خانم جوان بعد از یک مدت از رابطه، باز با این احساس روبرو خواهد شد، و این بار حتی مشکلات بیشتری را درست خواهد کرد، بطور مثال هنگامی که شخص مقداری از ایشان فاصله بگیرد، یک دنیا پر از وحشت و بدبینی و احساسات منفی، و کنترل کردن همراه با آن حس خودکم بینی به ملاقاتش خواهند آمد!! و تصور کنید تماما بازی بوده است و شخص مقابل تصمیم قطع ارتباط را دارد، یا خیر اصلا به این نتیجه رسیده است که این رابطه باید تمام شود حال بهر دلیلی!!! در نتیجه التیام بخشیهای بیرونی، کادو، محبت، مواد مخدر، الكل، سينما رفتن و هر مورد مثبت و منفی، نمیتواند تغییری در بهبود درونی یک فرد خودکم بین ایجاد کند!
پس خواهشمند هستم از تمام عزیزانی که اگر بهر دلیلی این مسئله را دارند، قبل تصمیم گیری و انجام، یا انتخاب ،هرکاری، زبان ذهنی و درونی خود را برنامه نویسی بکنند و از طریق کاوشها و تکنیکهای درونی ابتدا تکلیف این مسئله را، حل نمایند
دید و نگرش و بینش ساخته شده ی درست در مورد خود باعث جهان بینی درست و اتخاذ تصميمات هوشمندانه و موفقیت خواهد شد، و برعکس فرار از خود و فقط تلاش نمودن جهت آرام سازی احساسات، التماس، محبت، تأیید و خواهش میکنم من را ببینید باعث از بین رفتن عزت فردی و در نتیجه شکست و تنهایی و سرنوشتی تلخ خواهد شد
در این جهت سایت راز آگاهی برای مخاطبان گرامی پادکستها و تکنیکهای را بر اساس دانش NLP جهت عبور از خودکم بینی و چگونگی شناخت و تغییر برنامه ذهنی شخص خود کم بین، تدارک دیده که با گوش دادن به آنها و تمرین و اجرای تکنیکها، قادر خواهید بود از این مانع ذهنی عبور کرده و برنامه ذهنی قدرتمند را برای خود شروع کنید، و ما در طی این دوره آموزشی بعنوان کوچ و پشتیبانی در کنار شما خواهیم بود، و همچنین در دیگر مقالات به شرح تکنیکهای مقابله ای با خودکم بینی میپردازیم این مقاله صرفا جهت شناخت و ابعاد خودکم بینی برای خواننده گرامی به تحریر گذاشته شود، به امید خدای بزرگ بتوان ریشه و نطفه ی امید را در ذهن و قلب دیگران بر اساس دانش برنامه نویسی عصبی کلامی_زبانی بر جای بنهیم و همه بتوانند از این خرد و آگاهی استفاده بکنند




7 پاسخ
درود بر شما استاد عزیز
مطالب بسیار مفید بودند و متاسفانهامروزه بسیاری از افراد درگیر این خودکم بینی هستند .
ممنون بابت زحماتتون 🙏🏻💓
با سلام خانم مبارز عزیز، ممنون از دیدگاه زیباتون، بله دقیقا همینطوری هستش
درود بر شما جناب جلال زاده بزرگوار 🌹
مطالب و مقاله های شما انقدر عمیق و مفیدن که آدم حس میکنه یه خلاصه از یه کتاب پرمغز رو داره میخونه،واقعا از شما و همکاران محترمی که انقدر دلسوزانه انرژی و زمان میذارید برای نشر آگاهی نهایت تشکر را دارم و از صمیم قلبم برایتان موفقیت روز افزون را از خداوند بزرگ خواستارم🙏🌹
حقی که در مقاله نوشتن بینظیرید استاد،احسنت👌👌👌
سلام استاد عظیم پور جان، ممنونم از قوت قلب و وقتی که میزارید، ممنون از دیدگاه ارزشمند شما بزرگوار هستم
درود و خداقوت
مقاله ای که منتشر کردین بسیار مفید بود
و واقعا اگه عمقی به این مطالب فکر کنیم ریشه
بسیاری از مشکلات رو پیدا میکنیم
ممنونم از شما استاد جلالزاده 🙏🙏
سلام و خسته نباشید بسیار عالی و مفید بود
سلام خدمت شما وممنون بابت وقتی که برای مطالعه میزارید