در همان مرحله،که زیسته انسانی شروع به آغازی ترین برند خود یعنی نمودار یافتن و رشد می کند،و رحم مادر جایگاه اولیه برای شکل گیری و تغذیه وطی کردن مسیر فعلی نوزاد میباشد اولین تجربه کوچ شدن و حمایت را دریافت کردیم،واین تجربه بسیار متفاوت تر از مشاوره یا منتورینگ و یا صرفا یک هسته از بقاءیافتگی هستش،و این وجه تمایز کوچینگ با هر فعالیتی دیگر میباشد که به گونه ای خواهان رشد و تعالی افراد هستش،کوچ کردن سفری است در جهت شکل گیری خود اشخاص نه جهت بخشی و لکن توان بخشی بر پایه ی امنیت،و تغذیه از فهمی ونگاهی که سامانه شکل گیری در سیستم تز افراد برای آنتی تز و سنتز تفکری و ایجاد حرکتی سامان بخش در نظام عقلانی ولی بصورت خودجوش بدون دخالت تزریقه درست و غلط بودن و یا،استانداردهای اخلاقی ،نگاه روانشناسانه و جامعه شناسی باشد!! لکن این سوال پیش می آید که پس نقش کوچینگ چه خواهد بود؟ و اگر قرار بر درک شخصی موجود خود کوچی (کوچی یعنی : فردی که میخواهد از کوچینگ کمک دریافت کند را کوچی میگویند) باشد پس نقش کوچینگ چییست ؟
Table of Contents
Toggleکوچینگ چیست ؟
راهبرد سوال های حرفه ای وسقراطی برای حصول یک نگرش بهتر و کاربردی ازجانب همکاری کوچینگ با کوچی و مواجه ی نو و بدیع با نتایجی که خود از جواب دادن به این سوالات و طی گفتگویی حرفه ای و مهارت های ارتباطی شکل خواهد گرفت،واین بمثابه کنکور و بازجویی و دیالکتیک و مناظره نمیباشد،بلکه نوع سوال و شیوه و فرم و محتوای آن صرفا باید یک رفرمینگ یا قالب جدیدی را باز کند و دریچه دید را وسعت ببخشد به گونه ای که از خطاهای شناختی ناشناخته ی تله ها که شامل ترسها،تردیدها،نداشتن اعتماد بنفس و یا عزت نفس و یاهر تفکر و عادت منفی میباشد رهایی ببخشد ،نتایج و احتمالات ممکنه که باعث بازنگری مسیری جدید،گاها پشیمانی،یا ایجاد مسیری جدید و وا داشتن انرژی روانی و تفکر شخص علیه خود شخص شود که موجب انقلاب درونی در مسیر خود شناسی جهت پیمایش و تصحیح،و تغییر فرمت گردد.
و برای حصول این فرآیند گاها کوچینگ فرصت کافی در اختیار مراجع جهت کنارگذاشتن استانداردها و حتی درست ترین ها را نیز به وی میدهد تا گذاره ها و تصمیم گیری ها و حرکت ها در ابعاد متفاوتی نتایجشان مشخص شود،و هیچ بن بست اتخاذی و راه حل از قبل تعیین شده که به صورت نیمه آگاه و یا آگاه در ذهن خود مراجع نیز میباشد راهکار نشود،بلکه نیروهای درونی شخص با تضاد و دردها و چالش ها به صورت مستقیم بدون سانسوریته برخورد و بازآفرینی نقش را نظاره کند،تنها در این صورت میتوان وفق و برابری روحی و روانی را به شخص باز گرداند و مکانیسم های دفاعی و پیش گیرانه را رفع و دفع کرد و این آغاز حل تعارضات درونی و کشمکش های درون ریزی یافته میباشد،
به قول سهراب بزرگ چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید،واین جور دیگر میسر نمیشود تا نوع دیده ها شسته نشود به این معنا که مرکز خرد و خود پنداری با همدیگر مواجه نداشته باشند و اضلاع های متفاوت یک روایت از ابعادهای مختلف و متناسب دیده نشود ناظر همچنان گیج و مبهوت میماند،کوچینگ یعنی شخصی که فرصت مواجه مراجع را با خودپنداری های ریشه دار میدهد،و او را به شکل و شدتی در این رویا غرق خواهد کرد تا همچنان شناگری ناتوان،خود را با زور بخواهد به همان سطح اولیه آب برساند و این نجات بخشی و تلاش از طی کردن فرایند فکری مراجع همراه با سوالات کوچینگ به شکلی هدایت میشود که شخص را با شخص در حال توافق بگذارد و این رسالت یک کوچینگ گر میباشد که در این راستا،احساسات شخصی،مصالحه کردن،نسخه پیچی های درمانی دیگر را کنار بگذارد و اصل همراهی شناختی را با کوچ خود طی بکند،و دراین سینوس ها و مسیرها مراقبت از این مواجه گرایی مراجع خود را با سوالات زیرنظر داشته باشد،تا این فرایند به توافق و اجرا برسد.
مهارت های یک کوچ
1-شنونده گر فعال بودن
یعنی مثل مکالمات روزمره که فرصت بهمدیگر نمی دهیم و فقط منتظر جواب دادن و سرنخ گرفتن کلام هستیم و یا در وسط مکالمات دیگری با عجله میپریم و بقیه ی سخنان او را با خاطره ای تکمیل میکنیم و یا بدون نتیجه گیری و خاتمه دادن به کلام دیگری گفتگو را یک طرفه به جای دیگری سوق میدهیم و یادمان میرود که (مستمع صاحب سخن را برسر ذوق آورد)،و گوش دادن فعالانه یعنی من در زمان حال بدون قضاوت و عجله فقط در حال شنیدن و درک کردن طرف مقابلم باشم و به واقعیت این اصل فقط برای یک مربی نیست و چه خوب بود که همه این مهارت را با همدیگر داشتیم و چه بسا درست نشنیدن باعث چه سوء تفاهم هایی و سوءبرداشت هایی و مشکلاتی در انواع بخش ارتباطی شده است.

2-بازجو بازی ممنوع
یک کوچینگ گر نباید در تلاش باشد که از طریق احتمالات ذهنی، حدس و گمان و یا میل به فهمیدن کل زندگی و بخش های خصوصیه کوچی خود سوالات بدون ارتباط و موضوع و محتوای کوچی خود بپرسد و نباید سعی کند که یک طرفه در پی فهمیدن کل ماجرا شود،بلکه در مهارت های ارتباطی یک کوچینگ، آنچه که مهم و حائز اهمیت میباشد فرایند اعتمادسازی و لزوم گویی هستش تا آنچه که لازم است گفته شود،نه آنچه که برای من جذاب و شنیدنی است !!!!

3-احترام و همدلی
آنجا که کوچینگ از زاویه ی بیمار،مریض اختلال دار و هر موضع بالا به پایینی به کوچی خود نگاه نمیکند و همواره خود را قدیس،عالم و همه فن حریف ظاهر نمیکند و در قالب یک دوست و وظیفه ی انسانی در صدد حفظ کرامت کوچی خود عمل مینماید و از لیبل زدن یا برچسپ یا متهم کردن خودداری مینماید و ارتباطی بر مبنای احترام در هر جایگاه فعلی کوچی خود عمل مینماید و شنیده ها و گفته های کوچی سبب قضاوت کوچینگ نمیشود،آن وقت است که ما شاهد رفتاری حرفه ای با جواب دهی بالا میشویم و این بدان معنا نیست که ما از تملقات و تأییدات و یا چاپلوسی برای جلب توجه و یا حس خوب ایجاد کردن در کوچی استفاده کنیم.

4-کنترل گر نبودن
یک کوچینگ حرفه ای در صدد ارتباط صمیمانه و اصولی میباشد و سعی نخواهد کرد پنهانی یا از طریق سوال پیچ کردن و یا حدسیات خود در مورد کوچی راز نمایی نماید و یا از طریق بستگان و آشناها یا واسطه و یا دوستان کوچی جستجوگری نماید،لازم است تا بدانیم که کوچی و یا هر شخصی را در ارتباطات حتی اجتماعی نمیشود از طریق دوربین کارگذاشتن زیرنظرگرفتن و ملزم کردن به تغییر یا رشد واداشت،پس لزوما مقوله ی تغییر و رشد از تدبیر و هم فکری و تمایل و بعد تثبیت و ماندگاری حاصل می شود و تجربه ثابت کرده است که زوردرمانی و اجبار غالبا نتیجه ی معکوس بخشیده است.

5-زرددرمانی و امیدپاشی واهی
یک کوچینگ صرفا به علت اینکه حال دل کوچی خوب شود و از نا امیدی خارج شود قول درمانی نمیکند و یا از انگیزه دادن های غیر منطقی و بی پایه که موقت احساسات کوچی را خوب نماید استفاده نمیکند و اتفاقا باید اجازه داده شود که کوچی با احساسات،ترس ها و سایه های موضوع دار خود حتی منطقی و یا غیرمنطقی روبرو شود و این دقیقا همان منطقه ای است که نیاز به کوچینگ دارد تا این برهه را پشت سر گذراند.
6-یک کوچینگ وکیل نیست
یک کوچینگ دکتر نیست و قرص تجویز نمیکند یا به عنوان یک وکیل به جای کوچی به دادگاه و دفترخانه نمیرود،
پس جایگاه یک کوچینگ تمایل و مهارت بخشی به علت ترس ها و نبود اعتماد به نفس در این موارد هستش نه وکیل مدافع و تجویزگر دارو

همراهان گرامی در این مقاله سعی بر آن شد که تعریفی از مفهوم کوچینگ برای شما عزیزان ارائه گردد و 6 نکته ی طلایی در ارتباط با،بایدها و نبایدها جهت رفتار حرفه ای یک کوچینگ و نوع ارتباط آن در حضورتان معرفی گردد وبه امید خداوند سعی بر آن میشود که در دیگر مقالات به تفصیل در رابطه با این موضوع نکات های کلیدی و مهم در ارتباط سازی و آموزش سوالات باز و بسته و دیگر تکنیک ها و مهارت های لازم را بیان خواهیم کرد.





13 پاسخ
بسیار عالی و مفید
ممنونم از نگاهتون
سلام
مقاله کامل و خیلی خوبی بود ،ممنون
استفاده کردم
ممنون از لطف ونظر شما بزرگوار
عرض سلام و خدا قوت
مقاله تان را با افتخار مطالعه کردم ، اطلاعات ارزشمندی را در خصوص کوچینگ در بر داشت ، بسیار مفید و کاربردی بود و بی نهایت استفاده کردم .
موفق و پیروز باشید.
بزرگوارید.
با سلام و تشکر از نگاه وبزرگواری شما
سلام ،مقاله بسیار ارزشمندی بود ممنون از مطالب مفید و خوبتون
سلام خیلی ممنون
از مطالب مفید و ارزشمند شما
استفاده کردم
لذت بردم از مقاله تون بسیار مفید و موثر بود.متشکر
با سلام ممنون از دیدگاه ارزشمندتون
بسیار عالی زیبا و خیلی مفید بود 👍
ممنون از دیدگاه با ارزش شما
سلام مطالب خیلی مفید و عالی بود